ای مرد که روزگارِ پر دردت خوش

ای مرد که روزگارِ پر دردت خوش
خودرا به سرشکِ این تورُّم می کُش
از نرخِ لباسِ عیدِ خود بگذر و بین
بر استرِ آن سفر بگو یکدم هُش
از گازِ گرفته تا زِ نرخِ بنزین
تا دودکِ سیگارِ سیَه کرده یِ شُش
روزی است که باباست به روزش نگران
در وقت خرید گشته یکباره خَمُش
القصه وحید تویسرکانی شده ام
در رونق بازارِ گرانی شده خوش
ساسان خاکسار متخلص به وحیدتویسرکانی
https://pin.it/6kSkqEbhttps://pin.it/1YDvidmHTTPS://PIN.IT/1YDVIDM
دیدگاه ها (۰)

دلتنگی

یلدای مرا بساز با نوربگذر ز شبانه های دیجور زیباست سروده های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط