سریال پاچینکو فصل دوم
📺 عنوان فارسی: پاچینکو
🌐 عنوان انگلیسی: Pachinko
🎌 عنوان کرهای: 파친코
📚 ژانر: درام / تاریخی / خانوادگی
🎞 تعداد قسمتها: ۸
📅 زمان پخش: ۲۳ اوت ۲۰۲۴
📡 شبکه پخش: Apple TV
✍️ نویسنده: سو هیو
🎬 کارگردان: لیان ولهم
👥 بازیگران: یون یوجونگ / کیم مینها / لی مینهو / جین ها / سوجی آری / جون وو هان / جونگ اونچه / آنا ساوای / کیم سونگکیو
📝 خلاصه داستان:
روایت در دو خط زمانی اصلی:
🕰️ ۱. ژاپن – دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ (اوساکا، پس از جنگ جهانی دوم)
سونجا و خانوادهاش با پیامدهای جنگ جهانی دوم دستوپنجه نرم میکنند.
همسر سونجا (یوسف) به دلیل اعتقادات مذهبیاش توسط نیروهای ژاپنی زندانی شده.
سونجا و خواهرشوهرش کیونگهی برای تأمین خانواده، به بازار سیاه روی میآورند.
پسر بزرگ سونجا، نوا، کمکم هویتش را زیر سؤال میبرد. او از پدر واقعیاش، هانسو، بیزار است ولی از نظر اخلاقی به او شباهت دارد.
رابطهی پیچیدهای بین سونجا و هانسو شکل میگیرد. او مخفیانه کمک میکند ولی همیشه کنترلی پنهان دارد.
در انتهای خط داستانی این دوران، نوا مسیر جداگانهای را پیش میگیرد که آیندهای تراژیک برایش رقم خواهد زد.
🕰️ ۲. ژاپن – سال ۱۹۸۹ (توکیو، دوران اقتصادی شکوفا)
سالومون بک (نوه سونجا و پسر موزاسو) در تلاش است جایگاهش را در دنیای مدرن تثبیت کند.
او پس از بازگشت از نیویورک، در شرکتی ژاپنی بهنام Shiffley Group کار میکند.
با چالشهای فرهنگی، نژادی و فشارهای اقتصادی روبهرو است؛ از جمله بیاعتمادی ژاپنیها نسبت به کرهایها.
رابطهای حرفهای و عاطفی با زنی ژاپنی بهنام نائومی دارد.
سالومون بین ارزشهای خانواده و دنیای تجارت مدرن گرفتار است: آیا راه پول را برمیگزیند یا راه شرافت را؟
در فصل دوم، او به گذشتهی خانوادهاش علاقهمند میشود و آرامآرام درمییابد هویت خانوادگیاش چقدر پیچیده و دردناک بوده.
🗨 نظر من:
راستش من فصل اول «پاچینکو» رو دیدم، ولی یهجوری گیج شدم! چون یه قسمت میرفت سراغ گذشته، یکی دیگه میرفت آینده، کلاً خط زمانی داستان قاطی بود. این باعث شده بود که خیلی گنگ و نامعلوم باشه.
در حالی که اگه داستانو از اول تا آخر بهصورت خطی نشون میدادن، خیلی شیرینتر و قابلفهمتر میشد. چون واقعاً داستانش متفاوت و خاصه؛ با همهی سریالای کرهای فرق داره. اما این درهمریختگی اپیزودها لذت دیدنشو ازم گرفت.
مثلاً من قسمتهایی که تو آینده بودن رو میزدم جلو، چون فقط میخواستم بفهمم آخرش چی میشه، چی به سر اون خانمه و پسرش میاد. ولی هرچی جلو رفتم، باز نفهمیدم دقیقاً چرا ناپدید میشن، یا چی شد آخرش!
الان که فصل دومو دیدم، حس کردم شیرینتره و بهتر روایت شده. اما حیف... هنوزم داستانها قاطیپاطیه. مخصوصاً بخشهایی که تو آیندهست—خیلی لوسه، بیهدفه، و واقعاً حس یه «تکهای از داستان» رو نداره. انگار فقط خواستن یه فیلم سینمایی رو بکشن به یه سریال، یا یه مینیسریال ۱۶ قسمتی تحویل بدن
💬 دیالوگهای ماندگار:
*من یک تاجر هستم. و میخواهم تو هم تاجر باشی...
هر جا میری، برای خودت فکر کن؛ برای منافع خودت.
هیچ رهبرِ خیرخواهی وجود نداره...
دنیا ممکنه به جهنم بره،
اما تو باید پسرانت رو محافظت کنی
*رویارویی با مادر سختترین کار دنیاست
*خداحافظی ملایم و بدون کینه
📌 پینوشت: داستان شیرین ولی سریال بهم ریخته
🌐 عنوان انگلیسی: Pachinko
🎌 عنوان کرهای: 파친코
📚 ژانر: درام / تاریخی / خانوادگی
🎞 تعداد قسمتها: ۸
📅 زمان پخش: ۲۳ اوت ۲۰۲۴
📡 شبکه پخش: Apple TV
✍️ نویسنده: سو هیو
🎬 کارگردان: لیان ولهم
👥 بازیگران: یون یوجونگ / کیم مینها / لی مینهو / جین ها / سوجی آری / جون وو هان / جونگ اونچه / آنا ساوای / کیم سونگکیو
📝 خلاصه داستان:
روایت در دو خط زمانی اصلی:
🕰️ ۱. ژاپن – دهه ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ (اوساکا، پس از جنگ جهانی دوم)
سونجا و خانوادهاش با پیامدهای جنگ جهانی دوم دستوپنجه نرم میکنند.
همسر سونجا (یوسف) به دلیل اعتقادات مذهبیاش توسط نیروهای ژاپنی زندانی شده.
سونجا و خواهرشوهرش کیونگهی برای تأمین خانواده، به بازار سیاه روی میآورند.
پسر بزرگ سونجا، نوا، کمکم هویتش را زیر سؤال میبرد. او از پدر واقعیاش، هانسو، بیزار است ولی از نظر اخلاقی به او شباهت دارد.
رابطهی پیچیدهای بین سونجا و هانسو شکل میگیرد. او مخفیانه کمک میکند ولی همیشه کنترلی پنهان دارد.
در انتهای خط داستانی این دوران، نوا مسیر جداگانهای را پیش میگیرد که آیندهای تراژیک برایش رقم خواهد زد.
🕰️ ۲. ژاپن – سال ۱۹۸۹ (توکیو، دوران اقتصادی شکوفا)
سالومون بک (نوه سونجا و پسر موزاسو) در تلاش است جایگاهش را در دنیای مدرن تثبیت کند.
او پس از بازگشت از نیویورک، در شرکتی ژاپنی بهنام Shiffley Group کار میکند.
با چالشهای فرهنگی، نژادی و فشارهای اقتصادی روبهرو است؛ از جمله بیاعتمادی ژاپنیها نسبت به کرهایها.
رابطهای حرفهای و عاطفی با زنی ژاپنی بهنام نائومی دارد.
سالومون بین ارزشهای خانواده و دنیای تجارت مدرن گرفتار است: آیا راه پول را برمیگزیند یا راه شرافت را؟
در فصل دوم، او به گذشتهی خانوادهاش علاقهمند میشود و آرامآرام درمییابد هویت خانوادگیاش چقدر پیچیده و دردناک بوده.
🗨 نظر من:
راستش من فصل اول «پاچینکو» رو دیدم، ولی یهجوری گیج شدم! چون یه قسمت میرفت سراغ گذشته، یکی دیگه میرفت آینده، کلاً خط زمانی داستان قاطی بود. این باعث شده بود که خیلی گنگ و نامعلوم باشه.
در حالی که اگه داستانو از اول تا آخر بهصورت خطی نشون میدادن، خیلی شیرینتر و قابلفهمتر میشد. چون واقعاً داستانش متفاوت و خاصه؛ با همهی سریالای کرهای فرق داره. اما این درهمریختگی اپیزودها لذت دیدنشو ازم گرفت.
مثلاً من قسمتهایی که تو آینده بودن رو میزدم جلو، چون فقط میخواستم بفهمم آخرش چی میشه، چی به سر اون خانمه و پسرش میاد. ولی هرچی جلو رفتم، باز نفهمیدم دقیقاً چرا ناپدید میشن، یا چی شد آخرش!
الان که فصل دومو دیدم، حس کردم شیرینتره و بهتر روایت شده. اما حیف... هنوزم داستانها قاطیپاطیه. مخصوصاً بخشهایی که تو آیندهست—خیلی لوسه، بیهدفه، و واقعاً حس یه «تکهای از داستان» رو نداره. انگار فقط خواستن یه فیلم سینمایی رو بکشن به یه سریال، یا یه مینیسریال ۱۶ قسمتی تحویل بدن
💬 دیالوگهای ماندگار:
*من یک تاجر هستم. و میخواهم تو هم تاجر باشی...
هر جا میری، برای خودت فکر کن؛ برای منافع خودت.
هیچ رهبرِ خیرخواهی وجود نداره...
دنیا ممکنه به جهنم بره،
اما تو باید پسرانت رو محافظت کنی
*رویارویی با مادر سختترین کار دنیاست
*خداحافظی ملایم و بدون کینه
📌 پینوشت: داستان شیرین ولی سریال بهم ریخته
- ۶.۷k
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط