{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"درد را از هر طرف خواندم ؛ عزیزم درد بود"

"درد را از هر طرف خواندم ؛ عزیزم درد بود"
پشت خنجر خوردَنم از دستِ یک ؛ نامرد بود

درد دارد زندگی ؛ وقتی که میبینی به چَشم
مهرَبانی ؛ عاطفه ؛ از سینه امّا ؛ طرد بود

روزِگاری مهرَبانی قلبِ ما را می نواخت
بی مرامی جا نداشت ؛ آواره ای ولگرد بود

درد دارد ؛ از عزیزان زخم خوردن ؛ نازنین
می شود با اینهمه درد و ستم ؛ خونسرد بود

گشته ام بسیار دنبالِ جوانمردی ؛ ولی
رفته ؛ یا شاید شبیهِ سایه ای شبگرد بود
دیدگاه ها (۱)

دختر:سلام(خداکنه بشناستم)پسر:سلام بفرمایید؟(خدایاینی واقعاخو...

روز مرگم هرکه شیون کند از دوروبرم دور کنید/همه را مست و خراب...

بقول بهروز وثوقتنهایی قشنگ‌ترین حس دنیاستچون برای داشتنش نیا...

خدایا .....مجبورم کردی به دنیا آمدم ، بگذار تا خودم تصمیم به...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

درد دارم اے رفیقم، درد می‌دانے ڪه چیست؟سوختن از یک نگاه سرد ...

درد دارم ای رفیقم، درد میدانی که چیست ؟سوختن ازیک نگاه سرد...

درد دارم ای رفیقم، درد میدانی که چیست ؟سوختن ازیک نگاه سرد ...

چند خط دردودل با شما عزیزان.مي نويسم از رفتگري کهتن به تحقي...

#اَبَد_و‌_یک‌روز...به خیال خام خود ماندگار بودیم تا ابد ویک ...

عبدالرضا فریدزاده شاعر بروجردی

امین کونانی شاعر کوهدشتی

#وَ_درد...و دردکه این بار پیش از زخم آمده بودآنقدر در خانه م...

امین کونانی شاعر کوهدشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط