فیک من بخاطر تو میمیرم: پارت چهار
*هفته ی بعد
داشتم اماده میشدم که جونیور(همون که دعوتش کرد گرمی) زنگید بهم و جواب دادم.
جونیور:به به میا خانم هنوز اماده نشدی؟بنظرت یکم زود نیست؟
میا:صب کن جونیور کفشامو بپوشم میام..
جونیور:زود باش نصف جمع اومدن.
میا:اومدم اومدم بای جونیوررررر
قطع کردم و سوار ماشینم شدم..بالاخره رسیدم،اولین کاری که کردم دنبال جونیور گشتم.
جونیور:اینجامم
میا:چطوری؟
جونیور:تا قبل اومدنت که عالی بودم
میا:شاتاپ پلیز☺️
جونیور:اوکی..اون سمت نوشیدنی و مشروب میدن برو بگیر
میا: باشه..جلو چش باش که بعدا پیدات کنم.
اینو گفتمو رفتم سمت جایی که جونیور گفت. خاستم نوشیدنیمو بردارم که صدایی از پشت شنیدم..جلوم راهروی بدون در بود و پشتم دری که به سالن اصلی وصل میشد.خیلی کنجکاو بودم ببینم کی پشتمه ولی به روی خودم نیاوردم موبایلمو برداشتم تا ببینم از صفحه ی اون میتونم بفهمم کیه یا نه.. نههههه..ت..ت..تهیونگ..واییی من چرا احتمال ندادم که اینا میان گرمی؟خاک و فاک باهم..آروم و خونسرد برگشتم سمتش تو راه رو فقط منو تهیونگ بودیم.
ته:های لیدی چطوری؟دوسال گذشت نه؟
با کمال خونسردی و بدون استرس نگاهش کردم و چیزی نگفتمو منتظر حرف بعدیش بودم.نفس عمیقی کشیدو اروم اروم نزدیکم شد ولی من عقب نرفتم.(عین تو فیلما که پسره میاد جلو دختره میره عقب نبود)تهیونگ اروم کمرمو هل داد که باعث شد به دیوار بچسبم.
ته:هممم،زود گذشت نه؟اگه بدونی چه نقشه هایی برات داره..
*فلش بک دوسال پیش که میا فیلم گرفت و در رفت*
( کوک ویو
کوک:میدونم باهات چیکار کنم بچه جون..
روبه هوسوک گفتم
کوک:هنوز خبری ازش نداری؟
هوپی: احتمالا از این کشور رفته چون اطلاعاتی درمورد همچین چهره ای تو کره نیست.
کوک:اسمش..اسمشو پیدا کردی؟
هوپی:اگه چهرشو میدیدم شاید اما فقط تو و تهیونگ دیدینش.
کوک:اوففف اوکی..خبری شد صدام کن.
به سمت تهیونگ و جیمین رفتم.جیمین طبق معمول با دوست دخترش چت میکرد تهیونگم به افق نگاه میکرد یه دفعه رو به من شدو گفت
ته:اگه پیداش کردی چیکارش میکنی؟
جیمین:میخای بکشیش؟
کوک:اونقدر احمق نیستم که بکشمش.اول باید بفهمم به کیا گفت بعدش فیلمه رو پاک کنم بعدم کارمو با خودش شروع میکنم.
لبخند مرموزی زدم که تهیونگ مشکوک نگام کرد.
ته:میخای چیکارش کنی؟
کوک:خودت چی فک میکنی
جیمین:تو حتی به کسایی که قراره بکشیشون هم رحم نمیکنی😆بیچاره دختره قبل مرگشم راحت نیست💔
ذهن کوک:جوری به فاک بره که دوتا سوراخش یکی بشه..از من آتو میگیری بچه جون؟😂تاکی میخای قایم شی؟
پایان فلش بک)
پوزخندی زدو صورتشو نزدیکم کرد.طوری که نفساش به صورتم برخورد میکرد گفت..
داشتم اماده میشدم که جونیور(همون که دعوتش کرد گرمی) زنگید بهم و جواب دادم.
جونیور:به به میا خانم هنوز اماده نشدی؟بنظرت یکم زود نیست؟
میا:صب کن جونیور کفشامو بپوشم میام..
جونیور:زود باش نصف جمع اومدن.
میا:اومدم اومدم بای جونیوررررر
قطع کردم و سوار ماشینم شدم..بالاخره رسیدم،اولین کاری که کردم دنبال جونیور گشتم.
جونیور:اینجامم
میا:چطوری؟
جونیور:تا قبل اومدنت که عالی بودم
میا:شاتاپ پلیز☺️
جونیور:اوکی..اون سمت نوشیدنی و مشروب میدن برو بگیر
میا: باشه..جلو چش باش که بعدا پیدات کنم.
اینو گفتمو رفتم سمت جایی که جونیور گفت. خاستم نوشیدنیمو بردارم که صدایی از پشت شنیدم..جلوم راهروی بدون در بود و پشتم دری که به سالن اصلی وصل میشد.خیلی کنجکاو بودم ببینم کی پشتمه ولی به روی خودم نیاوردم موبایلمو برداشتم تا ببینم از صفحه ی اون میتونم بفهمم کیه یا نه.. نههههه..ت..ت..تهیونگ..واییی من چرا احتمال ندادم که اینا میان گرمی؟خاک و فاک باهم..آروم و خونسرد برگشتم سمتش تو راه رو فقط منو تهیونگ بودیم.
ته:های لیدی چطوری؟دوسال گذشت نه؟
با کمال خونسردی و بدون استرس نگاهش کردم و چیزی نگفتمو منتظر حرف بعدیش بودم.نفس عمیقی کشیدو اروم اروم نزدیکم شد ولی من عقب نرفتم.(عین تو فیلما که پسره میاد جلو دختره میره عقب نبود)تهیونگ اروم کمرمو هل داد که باعث شد به دیوار بچسبم.
ته:هممم،زود گذشت نه؟اگه بدونی چه نقشه هایی برات داره..
*فلش بک دوسال پیش که میا فیلم گرفت و در رفت*
( کوک ویو
کوک:میدونم باهات چیکار کنم بچه جون..
روبه هوسوک گفتم
کوک:هنوز خبری ازش نداری؟
هوپی: احتمالا از این کشور رفته چون اطلاعاتی درمورد همچین چهره ای تو کره نیست.
کوک:اسمش..اسمشو پیدا کردی؟
هوپی:اگه چهرشو میدیدم شاید اما فقط تو و تهیونگ دیدینش.
کوک:اوففف اوکی..خبری شد صدام کن.
به سمت تهیونگ و جیمین رفتم.جیمین طبق معمول با دوست دخترش چت میکرد تهیونگم به افق نگاه میکرد یه دفعه رو به من شدو گفت
ته:اگه پیداش کردی چیکارش میکنی؟
جیمین:میخای بکشیش؟
کوک:اونقدر احمق نیستم که بکشمش.اول باید بفهمم به کیا گفت بعدش فیلمه رو پاک کنم بعدم کارمو با خودش شروع میکنم.
لبخند مرموزی زدم که تهیونگ مشکوک نگام کرد.
ته:میخای چیکارش کنی؟
کوک:خودت چی فک میکنی
جیمین:تو حتی به کسایی که قراره بکشیشون هم رحم نمیکنی😆بیچاره دختره قبل مرگشم راحت نیست💔
ذهن کوک:جوری به فاک بره که دوتا سوراخش یکی بشه..از من آتو میگیری بچه جون؟😂تاکی میخای قایم شی؟
پایان فلش بک)
پوزخندی زدو صورتشو نزدیکم کرد.طوری که نفساش به صورتم برخورد میکرد گفت..
۱۰.۳k
۰۹ آذر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.