ضربان قلب تو‌🫀پارت ۲۲

ضربان قلب تو‌🫀پارت ۲۲

تمام تیم BPS از خبر مطلع شدند. در اتاق استراحت، یک شورای جنگی تشکیل دادند.

"اولین ملاقات با پدر دوست‌دختر!" جیمین با هیجان گفت. "این از هر عمل جراحی سخت‌تره."

یونگی تحلیل کرد: "آقای رحیمی معلم بازنشسته‌ست، درسته؟ پس به فرهنگ و ادب اهمیت میده. باید محترمانه باشی اما چاپلوس نباشی."

سئوکجین پیشنهاد داد: "یه هدیه کوچیک ببر. نه خیلی گرون، چیزی که نشون بده فکر کردی."

نامه‌جوون اضافه کرد: "و درباره پزشکی زیاد صحبت نکن. مگر اینکه ازت بپرسه."

وی که ساکت بود، یک نقاشی کوچک کشید: یک مرد مسن و یک مرد جوان که دور یک میز نشسته‌اند. زیرش نوشت: "مکالمه، نه بازجویی."

جونگکوک به دوستانش نگاه کرد. "مرسی بچه‌ها. راستش می‌ترسم."

"طبیعیه." یونگی گفت. "اما یادت باشه، اگه اون مرد دخترش رو بزرگ کرده و اونقدر قوی و خوب شده، پس خودش هم آدم خوبیه. فقط محافظه‌کاره."
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط