{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوای سنگینی دارند خاطرات

هوای سنگینی دارند خاطرات
وقتی یادت را ورق میزنم
تکان میخورد دلم و
لحظه هایم در اتاقی تنگ زندانی میشوند
از وقتی دور گشته ای از چشم من
باران به کوچه یاس نمی آید و
برای من تنها مانده
زندگی زیر رگبار دلتنگی
در انتهای آن کوچه بن بست
رسیده است به ‍‍پایان
این روزها
به یاد صدای گامهای تو و
طپش قلب من
قلمم می نویسد
ثابت کرده زمانه
دوره حرفهای قدیمی تمام شده و
دیگر این روزگار
اعتبار آدمها به حضورشان است
نه قاب آیزان شده عکسی بر روی دیوار
تو دلگیر نباش
هنوز هم من
قدیمی فکر می کنم...
دیدگاه ها (۱)

منم از اینا😍😍

یک نظر دیدم

به تو افتاد محبت

هیچ جاده ای در زندگی بن بست نیست

دستانم بوی عشق می دهند

صبح یعنی

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

باران میباریدصبح بودپاییز بودپیاده بودم و تنها....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط