نگاه کن
نگاه کن
ببین چگونه در حضور گرم چشمان توآب میشوم،ببین چگون در سنگینیه نگاه تو میشکنم و در فشار ثانیه ها لب باز نمیکنم برای سخن گفتن،ببین چگونه در حیاط های دور از انتظار زیسته ام،ببین با جسم حقیر خود به کجا رفته ام،ببین چه کرده ام،چگونه بوده ام که حتی سهمی از خوشی های جهان سومی هم ندارم،هیچ چیز ندارم برای دوام خود در این لحظه ها و چه آرام مینگرم
به درد هایم
به زجه هایم
به اشگ هایم
و آرامش ناشی از حماقتم
آرام میخندم و دندان های کرم خورده ام درود میفرستند به لبخند احمقانه ام.
من یه احمقم . . .
AMIR-H
ببین چگونه در حضور گرم چشمان توآب میشوم،ببین چگون در سنگینیه نگاه تو میشکنم و در فشار ثانیه ها لب باز نمیکنم برای سخن گفتن،ببین چگونه در حیاط های دور از انتظار زیسته ام،ببین با جسم حقیر خود به کجا رفته ام،ببین چه کرده ام،چگونه بوده ام که حتی سهمی از خوشی های جهان سومی هم ندارم،هیچ چیز ندارم برای دوام خود در این لحظه ها و چه آرام مینگرم
به درد هایم
به زجه هایم
به اشگ هایم
و آرامش ناشی از حماقتم
آرام میخندم و دندان های کرم خورده ام درود میفرستند به لبخند احمقانه ام.
من یه احمقم . . .
AMIR-H
- ۵۱۵
- ۲۵ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط