{یا علی اصغر ع..}
با چه رو خیمه برم این سر آویزان را
چه کنم مشکل این حنجر خونریزان را
به سفیدی گلوی تو کسی رحم نکرد
رسم کوفی ست بگیرند هدف..مهمان را
دست و پایی زدی و باز تبسم کردی
پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را
بوسه بر این سر پاشیده ز هم مشکل نیست
من چسان ذفن کنم پاره ای از قرآن را
مشکل اینجاست که سر نیزه امانت ندهد
اهل غارت نکند رحم..گل پنهان را
من دهم با چه زبانی خبرت را به رباب...
آب دادست سه شعبه گلوی عطشان را
بعد از این است که بر سینه من جا داری
نزد مادر ببرم آه دل سوزان را
گریه بر معجر عمه نرود از یادت
وسط هلهله ها بدرقه کن یاران را
تا به محشر ز غبار غم تو گریه بپاست
ای عجب داغ تو کرده است بپا طوفان را
سند مستند کرب و بلا حنجر توست
برد مظلومی تو آبروی عدوان را
عید قربان من است و تو همان ذبح عظیم
و خدا مهر قبولی زند این قربان را...
شاعر: محمود ژولیده
#یا_علی_اصغر_ع
{اسراء_یانوی فلسطین}
چه کنم مشکل این حنجر خونریزان را
به سفیدی گلوی تو کسی رحم نکرد
رسم کوفی ست بگیرند هدف..مهمان را
دست و پایی زدی و باز تبسم کردی
پس خدا بوسه زند این دو لب خندان را
بوسه بر این سر پاشیده ز هم مشکل نیست
من چسان ذفن کنم پاره ای از قرآن را
مشکل اینجاست که سر نیزه امانت ندهد
اهل غارت نکند رحم..گل پنهان را
من دهم با چه زبانی خبرت را به رباب...
آب دادست سه شعبه گلوی عطشان را
بعد از این است که بر سینه من جا داری
نزد مادر ببرم آه دل سوزان را
گریه بر معجر عمه نرود از یادت
وسط هلهله ها بدرقه کن یاران را
تا به محشر ز غبار غم تو گریه بپاست
ای عجب داغ تو کرده است بپا طوفان را
سند مستند کرب و بلا حنجر توست
برد مظلومی تو آبروی عدوان را
عید قربان من است و تو همان ذبح عظیم
و خدا مهر قبولی زند این قربان را...
شاعر: محمود ژولیده
#یا_علی_اصغر_ع
{اسراء_یانوی فلسطین}
- ۱۶.۵k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط