شمشیر بر تاریکی پارت۱۵

کانائه: از اونجایی که فقط شما دوتا موندین شما هم باهم برین😄👍

تانجیرو و کانائو: ها؟؟

کانائه: خب تصویب شد😄 بریم واسه خوش‌گذرونی!
(کانائه کشان کشان سانمی میبرد🗿)

سانمی: ها؟ چی؟ من کجام؟ اینجا کجاست؟ تو کیی؟ من کیم!؟🍅🍅
(با توجه به کامنت نزوکو چان در پارت قبلی تصور کنید دیگه🗿)

شینوبو: خب تومیوکا سان! اول چیکار کنیم؟!

گیو:...هیچی...
شینوبو: پس میریم بخش شعبده!😄
(اینا هم رفتن)

تانجیرو: همه رفتن که!...خب پس ماهم راه بیوفتیم!😄

کانائو: ب-باشه...(لپاش گل انداخت)

تانجیرو: خب...کجا دوست داری بریم؟😊

کانائو: و-واقعا برام فرقی نداره!

تانجیرو: باشه پس...بیا بریم همینجوری بچرخیم😄

کانائو: باشه...(این بچه کلا لپاش صورتیه🗿🤣)

خب خواننده عزیز! الان لابد داری میگی که این الان میگه 《خب فلان شد خیلی خوش گذشت و برگشتن》 ها؟ درسته؟ 😁 خب باید بگم از الان من و شما بین بقیه گشت میزنیم تا حوصلمون سر نره🗿💖

نزوکو چان: ادامشو بگو دیگه!

گومن گومن😅...خب الان میریم پیش....اکیپ شکمو ها!🗿🍡🥢🍚🍤

رنگوکو ساما که مثل همیشه با این《اومای!》بلندش نگاه همه رو میدزده به سمت خودش و تنگن هم باهاش مسابقه گذاشته که کی بیشتر میتونه بخوره🤣😅 یکی نیست بگه تنگن! یه اون زنای بیچارت رحم کن! اگه مریض بشی اونا چه غلطی بکنن!؟😐🤔
《نزوکو چان خودت زحمتشو بکش♡🗿👍》
و اما اینوسکه چی؟ اونم...خب...کلا در تلاشه که میگوی تمپورا بخورونه به آئوی😐🗿🍤....

آئوی: گفتم که من نمیخورم!

اینوسکه: ولی نصف عمرت داره به فنا میره! خیلی خوبه!

آئوی: الان گشنم نیست!

اینوسکه مگه میشه!😯 همه همیشه گشنن!

آئوی: فقط خودت---

و بله! اینوسکه یه میگوی تمپورا به روش های نینجایی خوروند به آئوی🕴🍤🗿💖
《ته محبت بچم بود😅🤣》

آئوی: هم!💢(دهنش هنوز پره)...اونگدرا هم بد نیش...

اینوسکه: دیدی؟ گوفتم که!

آئوی: کودن!(پوزخند)

آئوی جوری آروم اینو گفت که زمزمه اش همراه باد گم شد...

ویو میتسوری و اوبانای♡

میتسوری: وای! موچی ها رو باش! چقدر رنگارنگن! وای دانگو! اوه! اونیگیری هم هست!😍

ذهن اوبانای: خیلی نازه خیلی نازه🍅
《وی از شدت کیوتی نزدیک مرگ است🗿》

ویو زنیتسو و نزوکو♡

زنیتسو: بهت خوش میگذره؟

نزوکو: هوم هوم! (بالا پایین پریدن)

زنیتسو: کاواییییی♡

نزوکو: هوم!😊
زنیتسو: نزوکو چان یه سوال....

نزوکو: هوم؟...

زنیتسو: میگم...تو از من...یعنی چیزه...🍅
ذهنش: پس عشق واقعی اینه...چقدر سختهههه🗿😭

نزوکو: هوم؟😶

زنیتسو: بی خیالش! بیا بریم یکم---

👩: وای خدا چه نازن!
👨: وایسا ببینم...مو های پسره---
👨: اونو بیخیال! دختره خیلی نازه! مطمعنم الهه ای چیزیه!
👴: من مطمعنم! اونا اهه هستن! الهه ها اومدن تا به ما خیر و برکت ببخشن!

زنیتسو: ها؟💢(این فقط جمله سومو شنید🤣😅)

اما نزوکو تا زنیتسو دست به کار خطرناکی نزده اون میکشه و فرار!🤣

ویو شینوبو و گیو♡♡

شینوبو: تومیوکا سان! بخند دیگه!😄

گیو: چرا؟

شینوبو: چون کارناوال برای خنده و شادیه😄

همینطوری که اینا داشتن باهم کلنجار میرفتن یهو یه صدا اونارو کشوند به بخش جنوبی کارناوال

👨: چه کسی جرات داره اینجا بشینه؟
🤡: من! من!
این صندلی از اون نوع بود که یکی میوفته توش🤣 در واقع یه نمایشه! اما ای دل قافل!🤣 وقتی 🤡 افتاد توی آب همه ی مردم خندیدن! ولی شینوبو هم خیس آب شد🤣 چرا؟ چون همه ی آب های تو استخر مثل سیل ریخت روی شینوبو بدبخت🤣 و جالب اینجاست که گیو هم یه لبخند ریز زد
《در واقع داشته میترکیده🗿》و برای اینکه شینوبو نفهمه میچرخه و زود خودشو جمع میکنه

شینوبو: ای بابا...من میرم یجا خودمو خشک کنم😐 بعد برمیگردم

گیو: باشه

بعد از اینکه شینوبو رفت گیو رفت تو مغازه ها یکم بچرخه...که یهو نگاهش روی یه گیره ثابت شد! گیره ای با پروانه آبی و مرجان خشک شده به همراه چند مروارید که با زنجیر ازش آویزون شده بودن فقط تصور این گیره روی موهای تنها کسی که اونو کامل میشناخت کافی بود تا برای خریدش مصمم بشه

گیو: ببخشی...قیمتش چنده؟

👵:(یه چیزی🤣😅)

ذهن گیو: گرونه😶

👵: خب...براتون بسته بندیش کنم؟

گیو: لازم نیست...همینطوری میبرمش

👵: ببخشید که میپرسم اما...این گیره رو برای همسرتون میخواید؟

گیو: چنین رابطه ای بین ما وجود نداره...مطلقا هیچ چیزی...این فقط برای یه آشناس

👵: متاسفم...شما بیانی پر احساس دارید برای همین فکر کردم که دارید به همسر یا معشوقتون فکر میکنید...ببخشید اما میتونم بدونم اون چه شکلیه؟

گیو: خب اون همیشه عصبانیه...اما همیشه برخلاف احساسش لبخند رو لبشه،قوی،شجاع،عاقل و خب....زیادی زیباست♡
《توجهتون رو برای درک بهتر به کمیک در صفحه های بعدی جلب میکنم🗿💖🤭》
دیدگاه ها (۲۱)

کانائو💜🌸 هشتگ‌های پیج#شیطان_کش#کیمِتسو_نو_یایبا#کیمِتسو_نو_ی...

🌸 هشتگ‌های پیج#شیطان_کش#کیمِتسو_نو_یایبا#کیمِتسو_نو_یائبا#ان...

کیمتسو نو یایبا

اینو یکی از بچه ها رفته بود منم گفتم برم

🌸⚔️ اوتاکوهااا! 💗🦋دوست دارید پست بعدی کانال درباره‌ی کدوم شخ...

طنز خواهران کوچو🦋

🧡🔥 𝐑𝐄𝐍𝐆𝐎𝐊𝐔 × 𝐀𝐊𝐀𝐙𝐀بعضی نبردها فقط یک مبارزه نیستن...یه خاطره...

دوز کانائو

توییت نزوکو خانوم💖💋

ایگورو و میتسوری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط