حیران شدم در کــــــار تو، درمانده از رفتـــار تو
حیران شدم در کــــــار تو، درمانده از رفتـــار تو
هم می گشایی پای را،هم قفل و بستم میکنی
با من نگــــویی چیستی ، اهل کجا یا کیستی
گاهی بلندم میکنی ، گاهی تـو پستم میکنی
آتش زدی کاشــــانه را ، بردی دل دیوانــــــــه را
هم شاد شادم ای صنم،هم غم پرستم میکنی
بگرفته ای جـــــان مــــرا ، کردی به زنــــدانت مرا
می بخشیم عالم به من، گه ورشکستم میکنی
دل را به زاری می بـــری، اندر خمـاری می بری
خوبم که آزردی مــــرا، آنگه تو مستـــم میکنی
هم می گشایی پای را،هم قفل و بستم میکنی
با من نگــــویی چیستی ، اهل کجا یا کیستی
گاهی بلندم میکنی ، گاهی تـو پستم میکنی
آتش زدی کاشــــانه را ، بردی دل دیوانــــــــه را
هم شاد شادم ای صنم،هم غم پرستم میکنی
بگرفته ای جـــــان مــــرا ، کردی به زنــــدانت مرا
می بخشیم عالم به من، گه ورشکستم میکنی
دل را به زاری می بـــری، اندر خمـاری می بری
خوبم که آزردی مــــرا، آنگه تو مستـــم میکنی
- ۵۱۷
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط