بریم برای قسمت آخر گمشده 😭😂

فردا شد و
کاندانا : من رفتم سریع از اونجا و فرار داشتم میکردم که جکسو دیدم
جکس: دیدم که کاندانا هم داره دقیقا مثله من فرار میکنه
کاندانا : ام تو چرا بلند شدی
جکس : دارم فرار میکنم از اینجا
کاندانا : کجا؟
جکس : کشوره همسایه ترکیه
کاندانا : شکه شد و گفت : چرا میخوای بری و منو تنها بزاری واقعا ؟
جکس :مجبورم بخاطره شغلم الانم باید برم
کاندانا :جکس رفت
کاندانا بعده دو روز احساس کردش که یکی داره به شکمش لگت میزنه و شکمش هم خیلی بزرگ شده بود و بالا می‌ یورد و فهمید که حاملست از جکس سریع بهش زنگ زدن و گفتن بچه داری جکس سریع خودشو رسوند
و اومد پیش کاندانا
کاربران بیمارستان گفتند که زنت رو الان دارن بچش رو در می آورن جکس پر از استرس تا ۶ ساعت عمل داشت
گفتند که جراحی تمومه و .............
دوستان متاسفانه یک قسمت کم هم داریم 😂🤌
دیدگاه ها (۰)

۰۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط