{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیچیده خیال تو در این حول و حواشی

پیچیده خیال تو در این حول و حواشی
هرگز نشده رد بشوی عطر نپاشی

شبهای زیادی ست به این پنجره وصلم
ای کاش شبی رهگذر کوچه تو باشی

وقتی که در آغوش توام حس من این است
اسلام پناهنده در آغوش نجاشی

هر کس که مرا دید ز رفتار تو پرسید
رسوا شده ام ساده به عشقت، من ناشی

از درد خبر داری و درگیر غروری
می میری اگر اینهمه دلسنگ نباشی..
دیدگاه ها (۲)

شعری گفتم، اگر بخوانی بد نیستحسّی دارم، تو هم بدانی بد نیستا...

💞💞💞💞💞💞من منتظرم عاشق و شیدا شده باشمشاید که خدا خواست که لیل...

افسانه مهدویان شاعر تهرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط