yt2converter.com/yt-dd.php?id=92Zu5ANHack&hash=683206b202
yt2converter.com/yt-dd.php?id=92Zu5ANHack&hash=683206b202e71804823ea0a44a88a59b&t=16&name=Michael%20Jackson%20-%20Much%20Too%20Soon
♪♫Much Too Soon♪♫
She was there just sitting at the table
او در کنار من بود
Thinking now that things won't be the same
اکنون فکر می کنم که اتفاقات مانند قبل نخواهند بود
And would you like to go with me
و آیا تو می خواهی با من بیایی؟
And she answered "No" to me but
و او به من پاسخ داد:نه. اما...
I guess I learned my lesson much to soon
من فکر می کنم خیلی خیلی زود عبرت گرفته ام
I never thought she'd leave me here forever
من هرگز فکر نمیکردم که او مرا برای همیشه ترک خواهد کرد
But who knows just what the future brings
اما چه کسی می داند آینده چه خواهد شد
? And would you like to go with me
و آیا تو می خواهی با من بیایی؟
And she answered "No" to me but
و او به من پاسخ داد:نه. اما...
I guess I learned my lesson much too soon
من فکر می کنم خیلی خیلی زود عبرت گرفته ام
Take away this never ending sorrow
این غم و اندوه بی پایان است
Take this lonely feeling from my soul
این احساس تنهایی را از روحم بگیر
If only I knew what things bring tomorrow
اگر تنها می دانستم فردا چه خواهد شد...
She'd be sitting here beside me
او در کنار من می ماند
And my heart would ...
و قلب من ......
I hope to make a change now for the better
اکنون من امیدوارم تغییری برای بهتر شدن ایجاد کنم
Never letting fate control my soul
و هرگز اجازه ندهم سرنوشت روحم را در دست بگیرد
And I'm hoping that my prayers will see
و من همچنان دعا خواهم کرد
Day that you'll come back to me
تا روزی برسد که تو به نزدم برگردی
But I guess I learned my lesson much too soon
اما فکر میکنم بسیار زود عبرت گرفته ام
Ooh ooh
Yes, I guess I learned my lesson much too soon
بله،فکر میکنم خیلی خیلی زود عبرت گرفته ام....
♪♫Much Too Soon♪♫
She was there just sitting at the table
او در کنار من بود
Thinking now that things won't be the same
اکنون فکر می کنم که اتفاقات مانند قبل نخواهند بود
And would you like to go with me
و آیا تو می خواهی با من بیایی؟
And she answered "No" to me but
و او به من پاسخ داد:نه. اما...
I guess I learned my lesson much to soon
من فکر می کنم خیلی خیلی زود عبرت گرفته ام
I never thought she'd leave me here forever
من هرگز فکر نمیکردم که او مرا برای همیشه ترک خواهد کرد
But who knows just what the future brings
اما چه کسی می داند آینده چه خواهد شد
? And would you like to go with me
و آیا تو می خواهی با من بیایی؟
And she answered "No" to me but
و او به من پاسخ داد:نه. اما...
I guess I learned my lesson much too soon
من فکر می کنم خیلی خیلی زود عبرت گرفته ام
Take away this never ending sorrow
این غم و اندوه بی پایان است
Take this lonely feeling from my soul
این احساس تنهایی را از روحم بگیر
If only I knew what things bring tomorrow
اگر تنها می دانستم فردا چه خواهد شد...
She'd be sitting here beside me
او در کنار من می ماند
And my heart would ...
و قلب من ......
I hope to make a change now for the better
اکنون من امیدوارم تغییری برای بهتر شدن ایجاد کنم
Never letting fate control my soul
و هرگز اجازه ندهم سرنوشت روحم را در دست بگیرد
And I'm hoping that my prayers will see
و من همچنان دعا خواهم کرد
Day that you'll come back to me
تا روزی برسد که تو به نزدم برگردی
But I guess I learned my lesson much too soon
اما فکر میکنم بسیار زود عبرت گرفته ام
Ooh ooh
Yes, I guess I learned my lesson much too soon
بله،فکر میکنم خیلی خیلی زود عبرت گرفته ام....
- ۵.۸k
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط