𝕊𝕔𝕖𝕟𝕒𝕣𝕚𝕠

𝕊𝕔𝕖𝕟𝕒𝕣𝕚𝕠
این فقط یه پروژهی گروهیه..
و اونم فقط اینجاس که با من کار کنه..
پس این چه مسخره بازییه..؟
چرا خوابش برد..؟
اما..تو خواب چقدر اروم به نظر میرسه..
یجورایی شبیه خودمه..
استرسی..از مردم فراری..
ولی..
تو قلبش یه دختر اروم و مهربونه..
حتما توی یه خانواده ی خوش خلق و خو بزرگ شده..
مامانم اومد تو
=هانی من برگشتم..
-اوما..میشه یکم اروم تر..؟سلام..
=اوه این خانوم جوون کیه؟..
-همکلاسیم..واسه پروژه ی گروهی اومد..اما بنظرم یکم خسته بود..پس..
=عیبی نداره..بزار استراحت کنه..حتما خیلی خسته بوده..
از گوشیش صدای اس ام اس اومد..
تقصیر خودم نیست..من کلا ادم کنجکاویم…
از دور یه نگاه به اسکرین انداختم
«بابا»
دختره ی احمق روانی..اومدی خونه سریع النگویی که داداشت واست خریده بود رو بیار دفترم..یادم رفته بود بفروشمش..

..
این یه شوخیه..؟چرا اینجوری باهاش حرف میزنه؟..
چشماشو باز کرد..
+اوه..جیسونگا معذرت میخوام..بی مسئولیتی از من بود..
-ایرادی نداره..حتما خیلی خسته بودی..فکر کنم اس ام اس داشتی…
+واقعا؟..ممنون..
سریع یه نگاه به گوشیش انداخت و اخماش رفت تو هم..
-مشکلی که نیست؟..
+پدرمه..رفتارای..مسخرش واسم عادیه..
-اذیتت میکنه؟..
+واسم مهم نیست..
+وایسا..مامانت اومده؟
-هوم..
بدو بدو از اتاق رفت بیرون و سر خم کرد
+سلام اجوما
=سلام دخترم..چقدر تو زیبایی..من اکثر خانومای این محله رو میشناسم شک دارم مادرتو تاحالا دیده باشم..چون اونم صد در صد همینقدر زیباست…
+لطف دارین..من مادرم فوت کرده..
=متاسفام..
+ایرادی نداره..

مامانشم فوت شده؟..
این دختر..چرا انقدر بهم ریختس..
-یا بیا کارمونو بکنیم..
اومد سریع پیشم نشست..
+خب با چی شروع کنیم..
که محکم بغلش کردم..میدونم چقدر ممکنه درد کشیده باشه..بهم گفته بود داداشش تو یه کشور دیگه زندگی میکنه..حالا فهمیدم باباشم اذیتش میکنه و مامانشم مرده..این..واسه یه قلب شکننده و مهربون خیلی زیاد نیست؟..
+این چیه..؟
-با یه بغل گرم شروع میکنیم..
#چان #لینو #چانگبین‌#هیونجین #هان #فلیکس #سونگمین #جونگین #استری_کیدز #انهایپن
دیدگاه ها (۴)

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

سلام. 🌺تا حالا شده وسط یه روز شلوغ و پر استرس، یه لحظه مکث ک...

P20انیا از شدت خسته گی قش کرد رو تخت و همین طور دامیان فردا ...

مربی موتور سوار

P8 .MY GOOD MISTAK.

زندگی جدید فصل2نویسنده الان یک هفته از اون اتیش سوزی گذشته و...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

پارت ۲۸

زندگی‌ت کوتاه‌تر از اونیهکه حرومِ فکر کردن به زندگی دیگران ک...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط