{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واقعا به ١٠٠ تا داستان می ارزه....

واقعا به ١٠٠ تا داستان می ارزه....
نخونی از دستت رفته...



روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرستانی داشت عبور،،، میکرد یه وقت دید از داخلو یکی از قبرها صدای نعره ای میامد امد بالای سر قبر پاش رو محکم زد رو زمین و فرمودند:ای بنده ی خدا پاشو وایسا.
قبر شکافته شد یه جوانی از تو قبر اومد بیرون
از تمام بدن این جوان آتش میزد بیرون،
رسول خدا فرمودند:ای جوان تواز امت کدام پیامبری که اینقدر عذاب میکشی؟
عرض کرد یا رسوالله از امت شما
پیامبر خیلی دلش به حال جوان سوخت
پیامبر فرمود:تارک الصلات بودی؟
جوان گفت:نه یارسولله من پنج وعده نمازم رو به شما اقتدا میکردم
پیامبر:روزه نگرفتی؟
جوان: یارسولله نه فقط رمضان بلکه رجب و شعبان و رمضان رو هم روزه میگرفتم.
پیامبر فرمودند:ای جوان حج نرفتی؟
گفت:مستطیع نشدم
پیامبر فرمود:جهاد نکردی؟
جوان گفت:چرا جانباز یکی از جنگ ها هستم
پیامبر اکرم سرشو بالا گرفت و فرمود:خدایا من نمیتونم عذاب کشیدن امتم را ببینم به من بگو این جوان چرا ایقدر عذاب میکشه،،،؟
خطاب رسید یا رسوالله حقت سلام میرساند و میفرماید این جوان آق مادر شده تا مادرش رضایت نده عذاب همینه.
دیدگاه ها (۵)

بسم الله الرحمن الرحیم امام حضرت عسکری (ع) فرمود : لَیْسَتِ ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

[Group Posts]بقرآن خوندمش اشکم دراومد مو به تنم سیخ شد نخوند...

نخونی از دستت رفته...روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرس...

واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه....نخوني از دستت رفته...روزی ...

نخونی از دستت رفته...روزی پیغمبر خدا حضرت محمد(ص) از یه قبرس...

واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه....نخوني از دستت رفته...روزی ...

واقعا به ١٠٠ تا داستان مي ارزه....نخوني از دستت رفته...روزی ...

خواهش میکنم متنو بخونین.واقعا به ١٠٠ تا داستان می ارزه....رو...

واقعا به ١٠٠ تا داستان می ارزه....نخونی از دستت رفته...روزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط