آشفته دلان را هوس خواب نباشد
آشفته دلان را هوس خواب نباشد
شوری که به دریاست،به مرداب نباشد
هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق
آن را که به دل عشق بود خواب نباشد
در پیش قدت کیست که از پا ننشیند؟
یا زلف تو را بیند و بی تاب نباشد؟
گفتم شب مهتاب بیا،ناز کنان گفت
آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد
شوری که به دریاست،به مرداب نباشد
هرگز مژه برهم ننهد عاشق صادق
آن را که به دل عشق بود خواب نباشد
در پیش قدت کیست که از پا ننشیند؟
یا زلف تو را بیند و بی تاب نباشد؟
گفتم شب مهتاب بیا،ناز کنان گفت
آنجا که منم حاجت مهتاب نباشد
- ۱.۳k
- ۰۲ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط