مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید / پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید / یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید / دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید / هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست /هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست / تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید / پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید / یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
دیوانه منم من که روم خانه به خانه
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید / دیوانه برون از همه آیین تو جوید
تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید / هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست /هر چند که عاصی است ز خیل خدم توست
امید وی از عاطفت دم به دم توست / تقصیر خیالی به امید کرم توست
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
- ۲.۰k
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط