همخونه اخموم ( part 20 )

#همخونه_اخموم🌱
#PaRt20


نامی:ن داداش..فقد اروم باش خب شاید ی
دوست سادس

کوک:باشه صب کن ب سعید زنگ بزنم

نامی:جیمین دیگ چرااا؟؟؟مگ میخای دعوا راه بندازی؟

کوک:خب باید بیاد ا/ت ببره

بعد اینکه مهدی زنگ زد تقریبا بعدده دیقه ای شد که جیمین رسید وقتی پیاده شد دیدم هوسوک دنبالشه بیا اومدیم ثواب کنیم کباب شدن

جیمین

جیمین:چیشده؟

نامی:هیچی..من رزی رو دیدم با ی دخترو ی پسر به کوک گفتم بیاد ببینه ک کیه ولی ب توهم زنگ زد

هوسوک:پسر؟

نامی:اروم باشید چیزی نی دعوا نکنید ک زشته

کوک:باشه نامجون تو بیا کنار برم ببینم چخبره؟؟
هوسوک
پشت سرهم وارد کافه شدیم با دیدن رزی و ا/ت که با یه پسر نشسته بودن خونم ب جوش

اومد بزار باهم هیچ صنمی نداریم ولی دلیل نمیشه هرگوهی دلش خاست بخوره رسیدیم ب
میزشون ک هرسه سرشون بالا اوردن چشماشون

از تعجب گرد شده بود

کوک:رزی اینجا چخبرع؟این پسره کیه؟ (نکته کوک داداش رزی نیست ولی بهش میگه داداش👍)

رزی:دا..داش

کوک:رزی پرسیدم این پسره کیه؟

رزی سرشو پایین انداخت ب سمت گلی رفتم

جیمین:ا/ت این پسره کیه؟

ا/ت:.. ـ


بچه ها یه مشکل فنی به وجود اومده تو پارت قبلی نامجون به کوک زنگ زده بود نه جیمین ببخشید😔😔
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

سناریو🎀وقتی بقل یک پسر می بیننت پسره برادرته[اونا دوست پسرتن...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

ددی خون آشام من

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part2+کاشکی کلا امروز نیاد واقعا حوص...

مافیای من

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط