{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلامتی روز مرگم ...

سلامتی روز مرگم ...
سلامتی شبی که با بغض خوابم برد.....
سلامتی صبحی که داداشم بهم میگفت ابجی بیدار شو توروخدا بیدار شو.....
بسلامتی اون لحظه که داداشم با گلویی پر بغض مامان مامان میکرد....
بسلامتی خودم که هر چقدر سعی میکردم بهشون بگم من زندم کنارتونم نمیشد....
بسلامتی وقتی که داشتن منو میشستن .....
مامانم جیغ میکشید .....
سلامتی همه صداها از کوچیک تا بزرگ که بلند داد میزدن
ب عزت لا اله الله بلند بگو لا اله الله
بسلامتی اولین مشت خاکی که رو ریخته شد .....
بسلامتی کوهی از خاک که من زیرش موندم.....
سلامتی خودم که خاکسپاریم تموم شد همه رفتن کسی پیشم نموندمث همیشه ....
تنها موندم
ب سلامتی
نخندیدنم
نشکستنم
بغض نکردنم
راحت خوابیدنم تا ابد ........
دیدگاه ها (۵)

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

پارت . 30

بسلامتی شبی ک با بغض خوابم برد... بسلامتی صبحی ک داداشم بهم ...

سلامتی روز مرگمسلامتی عشقم که بعده ی مدت فراموشم میکنهبسلامت...

سلامتی روز مرگمسلامتی عشقم که بعده ی مدت فراموشم میکنهبسلامت...

سلامتی روز مرگم سلامتی عشقم که بعده ی مدت فراموشم میکنه بسلا...

سلامتی روز مرگمسلامتی عشقم که بعده ی مدت فراموشم میکنهبسلامت...

بسلامتی شبی ک با بغض خوابم برد... بسلامتی صبحی ک آجيم بهم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط