{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی مافیاست ....۱

وقتی مافیاست ....۱


ساعت تقريبا از ۲ شب رد کرده بود ولی هنوز داشتی می‌نوشیدی
دعوای بدی با هیونجین داشتی و حالا نمیخواستی برگردی خونه .... می دونستی الان هیونجین دیوونه شده و افرادش رو فرستاده دنبالت تا پیدات کنن
روی مبل ۳ نفره ی آخر بار قرار داشت وا رفته بودی
دیگه نه انرژی برای نوشیدن داشتی نه رقصیدن
سرت رو به سمت راست چرخوندی و با خنده که نشونه ای از مستی زیاد بود گوشیت رو به بدبختی تو دستت گرفتی و صفحه ی نمایش رو باز کردی

ات : نه بابا ۳۶ تا تماس از دست رفته از هوانگ

میدونستی فاتحت خوندس ولی خوب مست بودی چیزی سرت نمیشد به زور خودت رو از صندلی بلند کردی و کیف و گوشیت هم برداشتی و از بار بیرون زدی هوا خیلی سرد بود سرت رو چند‌ بار چرخوندی تا یکمی از حالت مستیت بپره
ساعت ۲ شب بود و تاکسی هم پیدا نکردی پس تصمیم گرفتی پیاده بری خونه

(گوشی مورد نظر خاموش میباشد ..لطف..) گوشی رو قطع کرد و با عصبانیت پرتش کرد رو میز جلوی پاش
پاش رو از اعصبانیت رو زمین کبوند واز رو مبل بلند شد و نگاهی به ساعت انداخت که داشت ۲:۳۵ دقیقه ی شب رو نشون میداد
تو افکارش بود که صدای تقی توجهش را جلب کرد

رمز درو به سختی زدی و در با تقی باز شد درو باز کردی و با فضای تاریک خونه که فقط چراغ زردی روشن بود روبه‌رو شدی

ات : عجیبه یعنی خونه نیومده .
هیونجین: کجا بودی




(هریون )
دیدگاه ها (۳)

وقتی مافیاست ....۲ هیون : کجا بودی صدا از پشت سرت میومد سرت...

درخواستی«وقتی رپ ژاپنی میخونی..»بنگچان:« میتونم بگم دهنش از ...

دوپارتی . وقتی که ...۲هان:ات بلند شو چرا داری گریه میکنی چشم...

دو پارتی .وقتی که ...۱امروز بادوس پسرت قرار داشتی خیلی ذوق د...

رمان پارت ۲ عشق مخفیانه جونگ کوک زدی زیر گریه که راننده شروع...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:08در رو بستی و رفتی رختکن.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط