for me
part: 5
مدیر: خانم جئون دفعه چندمه میگم در نزده وار نشید؟
:ببخشید جناب هان، اومدم نقاشیم رو تحویل بگیرم
مدیر: دادم جینا بیاره کلاستون پخش کنه، رفتنی جونگکوک رو صدا کن
به سمت در خروجی رفتم و انگار که مدیر نظرش عوض شد و گفت
مدیر: ا/ت ولش کن ببین، شوگا هم تو کلاسه جونگکوکه ، راهنماییش کن لطفا
:بله
مدیر: ا/ت امروز شیطنت نکن از طرف اداره میان باید همچی اوکی باشه
:سعی میکنممم
بعد خارج شدم و پشتم شوگا راه افتاد
-:یعنی انقد بچه شری هستی که مدیر خواهش میکنه امروزو اروم باشی؟
شونه ای بالا انداختم و بیخیال به راهم ادامه دادم
:اینجاست، امیدوارم بهتون بد بگذره جناب
-:وقتی تو حضور داری مطمئن باش میگزره
:خوشحال شدم
ا/ت رفت و منم رفتم داخل کلاس
چه موقعی ام یادم افتاد بیام سئول، دو هفته دیگه مدارس تمومه و تابستون میشه
کلاس کسل کننده ای بود و خستع شدم ولی با دیدن تهیونگ و جیمین حسابی حال و هوام عوض شدع بود و شاد و شنگول بودم
موقع نهار رفتیم کافه تریا که ا/ت و به همرا دوتا دختر دیگه اومدن
تهیونگ:اون چپیه ا/ت اسمش لوسیه، همونی که جونگکوک یک دل نه صد دل عاشقشه راستیه هم لوناست، ابجیه جیمین
-:گرفتم
:ما اومدیمم
لوسی: وای خیلی حوصله سر بر بود
جونگکوک: اره موافقم
جیمین: وای هفته دیگه امتحاناست بعدش دیگه عشق و حال
:وای شنیدی برایان میخاد پارتی بگیره بعد امتحانا
تهیونگ: جدی؟
:اره
کوک: ایول پارتیای اون خیلی خفنه
-:برایان کیه؟
: برایان اون پسرست که اونجا نشسته، ساعت ۳
منظورش از ساعت سه رو گرفتم و به جایی که منظورش بود نگاه کردم، پسری قد بلند بود، خدایی قیافشو اینا ام خوب بود
-:صاحب پارتیاست؟
لونا: اوففف، یه پارتی هایی میگیره اصن عالی
تهیونگ: دل تو دلم نیست مدرسه تموم شه
همه تایید کردن
مدیر: خانم جئون دفعه چندمه میگم در نزده وار نشید؟
:ببخشید جناب هان، اومدم نقاشیم رو تحویل بگیرم
مدیر: دادم جینا بیاره کلاستون پخش کنه، رفتنی جونگکوک رو صدا کن
به سمت در خروجی رفتم و انگار که مدیر نظرش عوض شد و گفت
مدیر: ا/ت ولش کن ببین، شوگا هم تو کلاسه جونگکوکه ، راهنماییش کن لطفا
:بله
مدیر: ا/ت امروز شیطنت نکن از طرف اداره میان باید همچی اوکی باشه
:سعی میکنممم
بعد خارج شدم و پشتم شوگا راه افتاد
-:یعنی انقد بچه شری هستی که مدیر خواهش میکنه امروزو اروم باشی؟
شونه ای بالا انداختم و بیخیال به راهم ادامه دادم
:اینجاست، امیدوارم بهتون بد بگذره جناب
-:وقتی تو حضور داری مطمئن باش میگزره
:خوشحال شدم
ا/ت رفت و منم رفتم داخل کلاس
چه موقعی ام یادم افتاد بیام سئول، دو هفته دیگه مدارس تمومه و تابستون میشه
کلاس کسل کننده ای بود و خستع شدم ولی با دیدن تهیونگ و جیمین حسابی حال و هوام عوض شدع بود و شاد و شنگول بودم
موقع نهار رفتیم کافه تریا که ا/ت و به همرا دوتا دختر دیگه اومدن
تهیونگ:اون چپیه ا/ت اسمش لوسیه، همونی که جونگکوک یک دل نه صد دل عاشقشه راستیه هم لوناست، ابجیه جیمین
-:گرفتم
:ما اومدیمم
لوسی: وای خیلی حوصله سر بر بود
جونگکوک: اره موافقم
جیمین: وای هفته دیگه امتحاناست بعدش دیگه عشق و حال
:وای شنیدی برایان میخاد پارتی بگیره بعد امتحانا
تهیونگ: جدی؟
:اره
کوک: ایول پارتیای اون خیلی خفنه
-:برایان کیه؟
: برایان اون پسرست که اونجا نشسته، ساعت ۳
منظورش از ساعت سه رو گرفتم و به جایی که منظورش بود نگاه کردم، پسری قد بلند بود، خدایی قیافشو اینا ام خوب بود
-:صاحب پارتیاست؟
لونا: اوففف، یه پارتی هایی میگیره اصن عالی
تهیونگ: دل تو دلم نیست مدرسه تموم شه
همه تایید کردن
- ۱۲.۶k
- ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط