با من آئید به میخانه که جانان اینجاست

با من آئید به میخانه که جانان اینجاست
عشق و شوریدگی و حال و دل و جان اینجاست

با من آئید به این خانه‌یِ حسرت زدگان
درد دنیا همه همراه به درمان اینجاست

می بنوشید و از این محنت هستی برهید
جای آرامشِ بعد از همه طوفان اینجاست

هوشمندان دل افسرده بدانند که مست
وز غم عقل رها گشته ، ‌‌‌فراوان اینجاست

با دلِ سرد عزیزان پراکنده بگوی
گرمی مجمع سرهای پریشان اینجاست

مست شو تا که نظر بازی رندانه ترا
گوید ای سوخته دل ظاهر و پنهان اینجاست

این همان خلوتِ امنی است که رندان خواهند
جام جم، عمر خضر، مُهر سلیمان اینجاست




#رحیم_معینی_کرمانشاهی
دیدگاه ها (۹)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط