مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

تولدممممم

امروز تولدمه و میخوام از دونه دونه کسایی که بهم تبریک گفتن و به یادم بودن تشکر کنم
و الان متنی که یکی از مهم ترین ادمای زندگیم نوشته واسم رو میزارم:
طبل‌های شادی را بکوبید و ساز و دهل بزنید!
اتفاق مبارکی در این روز افتاده. می‌پرسید چه اتفاقی؟

موردی مبارک‌تر و فرخنده‌تر از تولد خواهر کوچکتر و شیرین من؟! درکتان نمی‌کنم. اصلا درکتان نمی‌کنم. چگونه می‌توانید به چیز دیگری فکر کنید؟

حتی جهان هستی هم در این روز فهمید که با وجود او، زیباتر و رنگین‌تر است. تمام آن اشکال زشت و بوقلمون شکل از رویش پاک شدند و جای خود را به گل‌های نیلوفر و عشقه دادند! رودها کف زدند و برگ‌ها با باد، رقص شادی برپا کرده بودند.

مردم گل‌هایشان شکفت و نیششان تا بناگوش باز شد. فرشته‌ای به دنیای انسان‌ها پا نهاده بود! همان فرشته که دیگر ملائک بر سر و صورتش بوسه زدند و او را مقدس خواندند. همانی که پروردگار گفت: عزیز من است!

خانه‌شان متبرک شده بود. همه طوری او را درآغوش می‌گرفتند که انگار جادویی درونش دارد. اشتباه نمی‌کردند، او یک معجزه بود. فردی مهربان که همیشه هوای دوستان و نزدیکان و خویشانش را داشت. کسی که با وجود تمام بی رحمی‌ها، به خوش خلقی‌اش ادامه داد و بیشتر از همه طرفدار عدالت بود.

او الهه ای‌ است که من او را با تمام وجودم پرستش می‌کنم. در مقابلش سجده کرده و ذکر می‌گویم. برایش هدایا میاورم، تا شاید گوشهٔ چشمی به من بدهد و مرا از خود بی خود کند.

زود باشید و آماده شوید. می‌خواهم برق چشمانش را ببینم و صدای خنده‌هایش را بشنوم.

می‌پرسید چگونه از میان صدای موسیقی و جشن شما صدایش را می‌شنوم؟ مگر مرا دست کم گرفته اید؟

من او را در هر شرایطی می‌بینم و می‌شنوم. حتی اگر کر و کور شوم. همیشه به دنبال او هستم و خواهم ماند.

حتما از سخنانم دریافته اید که شیفته‌اش هستم، اما هرچه می‌گویم، خودم را راضی نمیکنند. آخر او برای من از تمام یاقوت‌ها، از تمام طلاها، از تمام لحظات خوب، از تمام آهنگ‌های قشنگ و از تمامی غذاها و اینترنت_که جانم را برایشان می‌دهم_ با ارزش‌تر است.

حال سکوت کنید و بگذارید پیامی برایش بگذارم.

ردیسای عزیز من، ستاره درخشان هفت آسمان، ملکه سرزمین‌های دو دنیا...
تولدت مبارک.
از تو ممنونم که وارد زندگی‌ام شدی. ممنونم برای تمام امیدها و پشتیبانی هایت. برای تمام لحظاتی که خستگی را از تنم گرفته و مرا سر حال آوردی.
امیدوارم این سال جدید را، طوری بگذرانی که گریه کردن را از یاد برده و همیشه شاد باشی.
بار دیگر می‌گویم، میلادت فرخنده باد!
🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻🌻
یایا
ــــــــــ
خیلی دوستتون دارم و نمیدونم چجوری بگم و بفهمونم چقدر عاشقتونم😭💘🌹
#ردیسا #ردیسا_بوشیدا #اوسی_توکیورونجز #ارت #ارتیست #اوسی #oc #art_artist #tokyo_revengers#Birthday
دیدگاه ها (۴۷)

*ترجمه‌ی صحبت‌های پایانی تهیونگ در روز دوم کنسرت پرو 🐻: فکر ...

پروانه جان

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

*🐥: «جیمین‌آه، چرا توی عکس‌هایی که جونگ‌کوک منتشر کرد، اون‌ط...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

پیام هانیییی

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

💬 کامنت آرمی: اگه یه رنگ انتخاب کنی، من یه کیک به همون رنگ م...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط