{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین


رضای خدا

فرمانده اش ازش پرسید با رضایت پدرو مادرت آمده ای جبهه ؟ گفت : " با رضایت خدا اومدم .خداگفت برو سر مرز کمک به بچه ها . منم اومدم " این حرفو که زد یکدفعه ولوله ای در مسجد جامع به پا شد.شیخ شریف صلوات فرستاد و پیشانی اش را بوسید . فرمانده سپاه خرمشهر هم بغلش کرد . سرش را فشرد به سینه اش و بغض کرده گفت:" بنازم به غیرتت مرد" و دوباره اشک توی چشمانش حلقه زد.

شهید محمد حسین فهمیده

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات
http://line.me/ti/p/%40yck0500m
التماس دعا
دیدگاه ها (۳)

بسم رب الشهدا و الصدیقینطنز شهدااومده بود مرخصی بگیره ، یه ن...

بسم رب الشهدا و الصدیقینامام جماعت یکی از مساجد شیراز می گفت...

بسم رب الشهدا و الصدیقیندر یکی عملیات ها تعداد زیادی اسیر گر...

بسم رب الشهدا و الصدیقینو لا یمکن الفراردیدنی بود برخورد بچه...

بسم رب الشهدا و الصدیقینو لا یمکن الفراردیدنی بود برخورد بچه...

بسم رب الشهدا و الصدیقینطنز شهداموقع آن بود که بچه ها به خط ...

بسم رب الشهدا و الصدیقیندعای وقت خوابتازه چشممان گرم شده بود...

بسم رب الشهدا و الصدیقیناینم یک طنز شهدا تقدیم به شما عزیزان...

بسم رب الشهدا و الصدیقین با خاطرات برادر جاویدالاثر ابراهیم ...

بسم رب الشهدا و الصدیقیندعوت نامه 14 شهید اروند.....نزدیک سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط