قسمت 13
قسمت 13
صبج روز بعد فرا رسید ث همه با صدای آزاردهنده دارکوب شیطانی از خواب بیدار شدن
لوسیفر از قبل بیدار شده بود برای همین چند تا صلاح ساخته بود چون اون فکر میکرد ساختن صلاح بهتر از پیدا کردن غذاست
___________________________
چارلی: پدر احساس نمیکنی باید به حای ساخت صلاح بریم دنبال غذا؟
لوسیفر: دخترم صلاح مهم تره با صلاح از خودت دفاع میکنی حتی شاید بتونی تو رود خونه با صلاح ماهی بگیری اون هیولاها هر لحظه ممکنه حمله کنن
الستر: میتونیم تقسیم بندی کاری رو انجام بدیم هاسک و وگی کع بال دارن پرواز کنن و بگردن ببین راه خروج کجاست و کجا خطرناکه کجا امن و بقیه نصفمون صلاح میسازیم و بقیه هم دنبال نمک و غذا های گوشتی و میوه ای بگردن
چری: چادر های ما به چس بنده ما باید اول به فکر چادر هامون باشیم خوا شب ها اینجا خیلی سرده
وگی: کلی کار داریم باید سریع تقسیم بندی کنیم چری راست میگه و به غیر از اون حتی چادر ها امنیت ندارن
لوسیفر: چری به من کمک کن صلاح بسازم که حداقل که نمیدونیم با چادر های ضعیفمون چیکار کنیم بتونیم اگه جمله کردن دفاع کنیم چارلی الستر شما برید غذا پیدا کنید انجل توهم استراحت کن کمی حالت بهتر بشه بتونی از خودت دفاع کنی نیفتی توهم با این نیزه کوچيکی که بهت میدم برو ماهی بگیر توی یک برگ بزرگ بزار و جمع آوری کن و آخر سر به هر روشی گه تونستی بیارش
هاسک و وگی سریع تر برید پرواز کنید مسیر ها رو ببنید اگه تونستید غذا یا هیزوم هم تو راه جمع کنید
______________________________
ساعت ها گذشت چارلی و الستر بعد از ساعت ها فقط تونستن سنک نمک پسدا کنن و خوراکی ها میوه ای کوچیک جمع کنن اما نیفتی تونسته بود کلی ماهی های ریز و درشت جمع کنه
انجل درحال استحراحت کردن و بازیابی قدرتش بود
و وگی و با کلی میوه. و هاسک با کلی چوب برگشته بودن
لوسیفر چری کلی صلاح خوب بسازن و تونسته بودن بعد کلی تلاش تله بزارن که اگه حیوانی حمله کرد توی تله بیوفته
___________________________
پایان دستم درد گرفت
دلیل گذاشتن این قسمت ها به خاطر یک بنده خدایی بود که گفتن
صبج روز بعد فرا رسید ث همه با صدای آزاردهنده دارکوب شیطانی از خواب بیدار شدن
لوسیفر از قبل بیدار شده بود برای همین چند تا صلاح ساخته بود چون اون فکر میکرد ساختن صلاح بهتر از پیدا کردن غذاست
___________________________
چارلی: پدر احساس نمیکنی باید به حای ساخت صلاح بریم دنبال غذا؟
لوسیفر: دخترم صلاح مهم تره با صلاح از خودت دفاع میکنی حتی شاید بتونی تو رود خونه با صلاح ماهی بگیری اون هیولاها هر لحظه ممکنه حمله کنن
الستر: میتونیم تقسیم بندی کاری رو انجام بدیم هاسک و وگی کع بال دارن پرواز کنن و بگردن ببین راه خروج کجاست و کجا خطرناکه کجا امن و بقیه نصفمون صلاح میسازیم و بقیه هم دنبال نمک و غذا های گوشتی و میوه ای بگردن
چری: چادر های ما به چس بنده ما باید اول به فکر چادر هامون باشیم خوا شب ها اینجا خیلی سرده
وگی: کلی کار داریم باید سریع تقسیم بندی کنیم چری راست میگه و به غیر از اون حتی چادر ها امنیت ندارن
لوسیفر: چری به من کمک کن صلاح بسازم که حداقل که نمیدونیم با چادر های ضعیفمون چیکار کنیم بتونیم اگه جمله کردن دفاع کنیم چارلی الستر شما برید غذا پیدا کنید انجل توهم استراحت کن کمی حالت بهتر بشه بتونی از خودت دفاع کنی نیفتی توهم با این نیزه کوچيکی که بهت میدم برو ماهی بگیر توی یک برگ بزرگ بزار و جمع آوری کن و آخر سر به هر روشی گه تونستی بیارش
هاسک و وگی سریع تر برید پرواز کنید مسیر ها رو ببنید اگه تونستید غذا یا هیزوم هم تو راه جمع کنید
______________________________
ساعت ها گذشت چارلی و الستر بعد از ساعت ها فقط تونستن سنک نمک پسدا کنن و خوراکی ها میوه ای کوچیک جمع کنن اما نیفتی تونسته بود کلی ماهی های ریز و درشت جمع کنه
انجل درحال استحراحت کردن و بازیابی قدرتش بود
و وگی و با کلی میوه. و هاسک با کلی چوب برگشته بودن
لوسیفر چری کلی صلاح خوب بسازن و تونسته بودن بعد کلی تلاش تله بزارن که اگه حیوانی حمله کرد توی تله بیوفته
___________________________
پایان دستم درد گرفت
دلیل گذاشتن این قسمت ها به خاطر یک بنده خدایی بود که گفتن
- ۱۲۲
- ۰۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط