احساس میکنم تمام دلتنگیای دنیارو جمع کردن و ریختن تو‌گلوم

احساس میکنم تمام دلتنگیای دنیارو جمع کردن و ریختن تو‌گلوم .
احساس میکنم اینروزا خیلی زود گریم‌میگیره و با هر با گریه کردن آروم نمیشم و دوست دارم بازم گریه کنم .
احساس میکنم برم هر جایی دلتنگی راه گلومو بسته و نمیزاره نفس بکشم .
دلتنگی از عاشق بودن نیست .
دلتنگی بی دلیل دلتنگی مزاحم .
نمیدونم اسم این نوع دلتنگیه چیه /:
فقد میدونم شاید تنها فردی باشم که بدون دلیل مریضیه دلتنگی گرفته .
این دلتنگی راه نجات یا درمان نداره .
این دلتنگی واگیری نیست .
مادرم همیشه وقتی میخواست عصبی بود میگفت درد بی درمون بگیری بچه حالا درد بی درمون گرفتم /:
دلتنگی بدترین نوع درداس.]:
کارم کشیده شده به نوشتن دردام !):
خود‌نویس‌کپی‌نشه
#خود‌نویس/: #خاص #زییا #عاشقانه #بهترین#عشق #زندگی#غمگین #غمناک #دردناک #شعر #نویسنده #نویسندگان#ویسگون #ویسگونی#کاربر
دیدگاه ها (۱)

وقتی فکر میکنم تو زمان های سختشون یا حتی خوشی حاشون کنارشون ...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.5ا.ت:اگه دل میکندم الان اینهمه نار...

پادشاهی شب"مجازات روز"رستگاری سپیده دم PART 4دستش رو دور گرد...

#چندپارتیلینو/ا.تP:2قشنگترین لباس هات رو پوشیده بودی و منتظر...

جئون جانگ کوک فرشته ی آرمی هاگلدن مکنه کیوتی عشق من روزت مبا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 43سلام بچه هاامیدوار...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

Custom bride part : 3

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط