سرنوشت پارت (۱۲)
ویو ا/ت:
رفتم به اتاقم و رو تختم ولو شدم اخیشش
تخت قشنگم دلم برات تنگ شده بود تو فکر های خودم بودم که گوشیم زنگ خورد
ا/ت:بله
اقای جیمین(منشی ا/ت و رفیقش)
اقای جیمین:ا/تتت
ا/ت:چه مرگته جیمین بنال
جیمین با خنده:باشه باشه
میخواستم بگم فردا با یکی دارسم قرارداد مینویسیم ساعت ۸ صب اونجا باش
یه باشه ای گفتم و تماش رو قط کردم اوفففف اهه تازه میخواستم استراحت کنم برینن تو این شانس.سیاهی
ویو جونگ کوک :
یونگی بهم زنگ زد گفت که یه شرکت مدلینگ معروف و خوب پیدا کرده و قراره باهاش قرارداد ببندیم .
رفتم به اتاقم و رو تختم ولو شدم اخیشش
تخت قشنگم دلم برات تنگ شده بود تو فکر های خودم بودم که گوشیم زنگ خورد
ا/ت:بله
اقای جیمین(منشی ا/ت و رفیقش)
اقای جیمین:ا/تتت
ا/ت:چه مرگته جیمین بنال
جیمین با خنده:باشه باشه
میخواستم بگم فردا با یکی دارسم قرارداد مینویسیم ساعت ۸ صب اونجا باش
یه باشه ای گفتم و تماش رو قط کردم اوفففف اهه تازه میخواستم استراحت کنم برینن تو این شانس.سیاهی
ویو جونگ کوک :
یونگی بهم زنگ زد گفت که یه شرکت مدلینگ معروف و خوب پیدا کرده و قراره باهاش قرارداد ببندیم .
- ۷۸.۴k
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط