{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدا کن مرا

صدا کن مرا
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن می روید
در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف درمتن
ادراک یک کوچه تنهاترم
بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است
کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم
بیا زودتر چیزها
را ببینیم
ببین عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل می کنند
دیدگاه ها (۱)

تو زندگانیت را می بخشیدی تو مثل نور سخی بودی تو لاله ها را م...

کشاورزی مشغول پاشیدن بذر بود،مرد مغروری به او رسید و با تکبر...

میان مشرق و مغرب ندای محتضری ست که گاه می گوید من از ستاره ی...

دود می خیزد ز خلوتگاه من کس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟ با در...

صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که...

صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه ...

صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است ...

صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است ...

صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه ...

صدا کن مرا.صدای تو خوب است.صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استک...

صدا کن مرا...صدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است...

صدا کن مراصدای تو خوب استصدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی استکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط