قسمت آخر
قسمت آخر
چه کسانی از عاشورا درس مذاکره گرفتند؟
مدارا با دشمن که به ظلم و فساد میپردازد حتی وقتی آب را هم به رویت ببندد جزء نتایج مدارا و مذاکره است؟
حساب امام حسین( علیه السلام) از حساب همه جدا است. او اهل بیت نبوت، معدن رسالت، مرکز آمد و شد ملائکه، محل هبوط رحمت و پس از برادرش حسن( علیه السلام) پسر منحصر به فرد دختر پیغمبر بود. آن حضرت در یکی از منازل به فرزدق فرمود: «این مردم ملازم اطاعت شیطان شده و اطاعت خدای رحمان را ترک کرده و فساد را ظاهر و حدود را باطل نمودهاند. شراب مینوشند واموال فقیران و بینوایان را به خود اختصاص دادهاند و من سزاوارترین افراد هستم به قیام برای یاری دین و عزت و شرع، و جهاد در راه خدا از برای اعلای کلمه خدا».(4)
پس وقتی کار به اینجا کشید که کسی مانند یزید بخواهد بر مسند پیغمبر بنشیند و خود را رهبر دینی و سیاسی مسلمین و پیشوای عالم اسلام بداند، برای امام جز اعلام خطر و قیام و اعلان شرعی نبودن حکومت، وظیفه ای دیگر نیست؛ زیرا در نظر مردم بیعت او و هر یک از بزرگان صحابه و تابعین با این عنصر ناپاک، امضای صحت حکومت، ابطال حقیقت خلافت، عدول از تمام شرایط زعامت اسلامی و جانشینی پیغمبر و کشاندن جامعه به ضلالت بود. این بیعت در گردن مردان خدا، مانند سلسلهها و زنجیرهای عذاب است و سنگینی و فشار آن بر روح آنان از سنگینی کوهها بیشتر است.
امام حسین( علیه السلام) با این منطق قیام کرد و بر سر این سخن ایستاد و فرمود: «امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا حکم کند و عدل و داد بر پا نماید و دین حق را گردن نهد و خویشتن را وقف رضای خدا کند». (5).
آن حضرت در روز عاشورا که باران مصیبتها بر سرش میبارید، همان منطق را تکرار کرد و فرمود: «به خدا سوگند! به خواستههای این مردم پاسخ موافق نمیدهم تا خدا را دیدار کنم، در حالی که صورتم به خونم رنگین و خضاب شده باشد».(6)
پی نوشتها:
(1). موفق بن احمد خوارزمی، مقتل خوارزمی، ج 2، ص 58؛سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 261.
(2). تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 15؛ مقتل خوارزمی، ج 1، ص 180.
(3). مقتل خوارزمی،همان ، ص 184.
(4). تذکرة الخواص، ص 252.
(5). تاریخ طبری، ج 4، ص 262.
(6). عبدالله علایلی،سمو المعنی فی سمو الذات ٲو اشعة من حیاة الحسین علیه السلام،ص118.
چه کسانی از عاشورا درس مذاکره گرفتند؟
مدارا با دشمن که به ظلم و فساد میپردازد حتی وقتی آب را هم به رویت ببندد جزء نتایج مدارا و مذاکره است؟
حساب امام حسین( علیه السلام) از حساب همه جدا است. او اهل بیت نبوت، معدن رسالت، مرکز آمد و شد ملائکه، محل هبوط رحمت و پس از برادرش حسن( علیه السلام) پسر منحصر به فرد دختر پیغمبر بود. آن حضرت در یکی از منازل به فرزدق فرمود: «این مردم ملازم اطاعت شیطان شده و اطاعت خدای رحمان را ترک کرده و فساد را ظاهر و حدود را باطل نمودهاند. شراب مینوشند واموال فقیران و بینوایان را به خود اختصاص دادهاند و من سزاوارترین افراد هستم به قیام برای یاری دین و عزت و شرع، و جهاد در راه خدا از برای اعلای کلمه خدا».(4)
پس وقتی کار به اینجا کشید که کسی مانند یزید بخواهد بر مسند پیغمبر بنشیند و خود را رهبر دینی و سیاسی مسلمین و پیشوای عالم اسلام بداند، برای امام جز اعلام خطر و قیام و اعلان شرعی نبودن حکومت، وظیفه ای دیگر نیست؛ زیرا در نظر مردم بیعت او و هر یک از بزرگان صحابه و تابعین با این عنصر ناپاک، امضای صحت حکومت، ابطال حقیقت خلافت، عدول از تمام شرایط زعامت اسلامی و جانشینی پیغمبر و کشاندن جامعه به ضلالت بود. این بیعت در گردن مردان خدا، مانند سلسلهها و زنجیرهای عذاب است و سنگینی و فشار آن بر روح آنان از سنگینی کوهها بیشتر است.
امام حسین( علیه السلام) با این منطق قیام کرد و بر سر این سخن ایستاد و فرمود: «امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا حکم کند و عدل و داد بر پا نماید و دین حق را گردن نهد و خویشتن را وقف رضای خدا کند». (5).
آن حضرت در روز عاشورا که باران مصیبتها بر سرش میبارید، همان منطق را تکرار کرد و فرمود: «به خدا سوگند! به خواستههای این مردم پاسخ موافق نمیدهم تا خدا را دیدار کنم، در حالی که صورتم به خونم رنگین و خضاب شده باشد».(6)
پی نوشتها:
(1). موفق بن احمد خوارزمی، مقتل خوارزمی، ج 2، ص 58؛سبط بن جوزی، تذکرة الخواص، ص 261.
(2). تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 15؛ مقتل خوارزمی، ج 1، ص 180.
(3). مقتل خوارزمی،همان ، ص 184.
(4). تذکرة الخواص، ص 252.
(5). تاریخ طبری، ج 4، ص 262.
(6). عبدالله علایلی،سمو المعنی فی سمو الذات ٲو اشعة من حیاة الحسین علیه السلام،ص118.
- ۱.۲k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط