مولای من و آقای من
مولای من و آقای من
هر روز سحرگاهان، در دعای عهدم ، با اشک دیدگانم و با مژگانم راهت را آب و جارو می کنم
و همچون یعقوب چشم به راهت می نشینم .
شنیده ام که یکی از همین جمعه ها می آیی ، یکی از همین جمعه هایی که وقتی به آخر می رسد و خبری از شما نمی شنوم ، باید روزها را به انتظار بنشینم که جمعه بعد فرا برسد و چقدر این روزها سخت می گذرد.
و عصر پنجشنبه چه شورانگیز است .
به امیدی که « شاید این جمعه بیایی ، شاید . . . »
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج).
هر روز سحرگاهان، در دعای عهدم ، با اشک دیدگانم و با مژگانم راهت را آب و جارو می کنم
و همچون یعقوب چشم به راهت می نشینم .
شنیده ام که یکی از همین جمعه ها می آیی ، یکی از همین جمعه هایی که وقتی به آخر می رسد و خبری از شما نمی شنوم ، باید روزها را به انتظار بنشینم که جمعه بعد فرا برسد و چقدر این روزها سخت می گذرد.
و عصر پنجشنبه چه شورانگیز است .
به امیدی که « شاید این جمعه بیایی ، شاید . . . »
السلام علیک یا صاحب الزمان(عج).
- ۱.۲k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط