آمیخته ست نوش تو با نیشخند ها

آمیخته ست نوش تو با نیشخند ها

تا دور باشد از تن بکـــرت گـــزند ها

ای « مه لقا » ی عصر مدرنیته مانده اند

در حل پیـــــچ زلف تــــو اندیشمند هـا

تا چشم بد به تو نرسد دود کرده است

جنگل برای برکه ی چشمت سپند ها

آرش نشسته بین دو ابروت با کمان

بهــــرام زیـر روسری ات با کمند ها

شیرین لب ! از طواف تنت دل نمی کنند

مثل مگس کـــه ازحرم حبــــه قند هـــا

وقتی گل از تمشک لبت باز می شود

افسرده مـــی شوند تمــــــام لوند ها

غزاله ! گاه پشت سرت را نگاه کن

در حسرت تو اند تمـــام سمند ها

« گویند رمز عشق نگویید و نشنوید »

در گوش ما نمی رود این پند مند ها

ما نیز عاشقیم و سرافکنده پیش عقل

این ها همـــه فدای سر قد بلند هـــا
دیدگاه ها (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط