پارت ۴

با کلی التماس از مامانم نت بردم بیام پارت بدم خببببببب دلم نمیاد شروع کنم می خوام چرت و پرت بگم 😩
بریم شروع کنیم
ویو نویسنده
لوید :میشه بری در رو باز کنی
یور باشه ای گفت و بلند شد در رو باز کنه در رو که باز کرد
+:ابجییییییی روز خواهر مبارکککککککککککککککککککککککککککککک🥳🥳🥳🥳🥳💐💐💐💐💐🎂
یوری تا پاشو میزاره داخل با تایو رو به رو میشه
تایو/یوری هم زمان:تو اینجا چه کار میکنی ؟
همه متعجب از اینکه اینا همدیگه رو از کجا میشناسن
تایو:من اومدم داداش بزرگم رو ببینم تو اینجا چه کار میکنی ؟
#هرکی تا اینجا خودند لطفا بگه لعنت من می خواستم بنویسم برادر بزرگم یاد اون خر افتادم که هر بار میگفتم برادرم میگفت برادرت یا برای درت #
یوری :منم اومدم روز خواهر رو به خواهر بزرگم تبریک بگم و سوپرایزش کنم نگو که لوید فرجر داداش بزرگته 😐 همون که میگفتی خیلی خوشتیپه و خوش قیافه همون ؟منظورت با فرجر بود ؟
#یه نکته بقیه هنوز تو شوک هستن #
تایو : اره لوید داداش بزرگه ی خوش قیافمه
یور : پس چرا فامیلی هاتون فرق داره؟
لوید:اول اینکه توضیح بدید همدیگه رو از کجا میشناسین بعدش من جواب سوالتو میدم
تایو :ما اخرای تایم دانشجوییم همخونه بودیم دوران خیلی خوبی بود 😊
یوری :یه جوری میگی خیلی خوب بود انگار ۱۰ سال ازش گذشته همین چهار ماه پیش بود
تایو :ولی اون یه ماه خیلی خوش گذشت
لوید :خب حالا که جوابم رو دادید منم جواب تورو میدم من و تایو
تایو پرید وسط حرف لوید
تایو : من میگم من میگم
و ادامه داد
تایو: من و لوید از یه پدر هستیم ولی مادر هامون متفاوته مادر من دختر ارشد خاندان خورشید و مادر لوید یکی از پایین رتبه ترین افراد خاندان ماه بود که یه ادم عادی تو جامعه بود ولی پدر مون سرپرست خاندان ماه بود واسه همینه که ما ۱۰ سال اختلاف سنی داریم 😊
یور :یعنی الان تایو_سان و یوری باهم دوستین
یوری :اره ابجی تازه تایو_چان تو اون مدت کلی تو کار هام بهم کمک کرد
یور:واقعا ممنونم که مراقب داداش کوچولوی من بودی
تایو دست های یور رو گرفت و گفت: من از تو ممنونم که داداش تخس و سرد رفتار منو تحمل کردی😇
لوید:یه دیقه با من بیا بیرون تایو
خببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب
پارت بعد به شرط ۱۰ لایک 😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘
دیدگاه ها (۲)

عشقی حقیقی

عشقی حقیقی

سلام بچه ها

پارت سهویو یوری الان کاملاً آماده شدم یوری: نامی بیا دیگهنام...

^فرشته ای در قلمرو دشمن^part:1 ...

پارت ۱ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]لوید : انیا عزیزم پاشو دیرت میشه...

پارت ۱۰ [ آزمازش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا دامیل من رسند خونه انی...

بدون منپارت ۳تو اون چند ساعت دوست پسر رزی داشت از نگرانی میم...

دیدار باتو معرفی رمان

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط