جادوی سیاه
جادوی سیاه
پارت بیست و سه
همان لحظه من به هری علامت دادم تو یه لحظه برای حواس پرتی یه دونه مشت محکم زدم تو صورت سوروس سوروس کوبیده شد تو دیوار هری چوب دستی هرمیون رو بیرون کشید و یه طلسم زد به سوروس و بی هوش افتاد روی تخت ریموس که دهنش باز مونده بود گفت چ..ی ؟
انگشتام با خون سوروس قرمز شده بود سوروس که بیهوش بود و دماغ و دهن سوروس خونی بود
موش رون رو گرفتم
و بعد موش رو روی پیانوی قدیمی گذاشتم و سیریوس خواست طلسم بزنه که موش تبدیل بشه
و موش فرار کرد در اخر افسون بهش خورد و...........
#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_مالفوی #متیو_ریدل #تام_ریدل #ولدمورت #دامبلدور #سیریوس_بلک #ریموس_لوپین #سوروس_اسنیپ #معرفی #کرکتر#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_مالفوی #متیو_ریدل #تام_ریدل #ولدمورت #دامبلدور #سیریوس_بلک
پارت بیست و سه
همان لحظه من به هری علامت دادم تو یه لحظه برای حواس پرتی یه دونه مشت محکم زدم تو صورت سوروس سوروس کوبیده شد تو دیوار هری چوب دستی هرمیون رو بیرون کشید و یه طلسم زد به سوروس و بی هوش افتاد روی تخت ریموس که دهنش باز مونده بود گفت چ..ی ؟
انگشتام با خون سوروس قرمز شده بود سوروس که بیهوش بود و دماغ و دهن سوروس خونی بود
موش رون رو گرفتم
و بعد موش رو روی پیانوی قدیمی گذاشتم و سیریوس خواست طلسم بزنه که موش تبدیل بشه
و موش فرار کرد در اخر افسون بهش خورد و...........
#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_مالفوی #متیو_ریدل #تام_ریدل #ولدمورت #دامبلدور #سیریوس_بلک #ریموس_لوپین #سوروس_اسنیپ #معرفی #کرکتر#رمان #هری_پاتر #جادوی_سیاه #معرفی #دراکو_مالفوی #متیو_ریدل #تام_ریدل #ولدمورت #دامبلدور #سیریوس_بلک
- ۵.۱k
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط