{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــــرگ در هر حالتی تلخ است

مـــــرگ در هر حالتی تلخ است
اما من
دوست دارم که چون از ره در آید مرگ
در شبی آرام چو شمعی شوم خاموش

لیک مرگ دیگری هم هست
دردناک اما شگرف و سرکش و مغرور
مرگ مردان مرگ در میدان
با تپیدن های مرگ و شیون شیپور
با صفیر تیر و برق تشنه ی شمشیر
غرق در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان

وه چه شیرین است
رنج بردن، پا فشردن
در ره یک آرزو مردانه مردن
وندر امید بزرگ خویش
با سرود زندگی
بر لب جان سپردن

آه اگر باید
زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید
و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده ی امید
من به جان و دل پذیرا می شوم این مرگ خونین را....

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۳۳)

.مرگ در هر حالتی تلخ استاما مندوست‌تر دارم که چون از ره در آ...

وه، چه شیرین است.رنج بردن پا فشردن؛در ره یک آرزو مردانه مردن...

و چه شیرین استرنج بردن ، پا فشردندر رهِ یک ‌آرزو، مردانه مُر...

شب وصل است و تبِ دلبری جانان استساغر وصل لبالب به لب مستان ا...

نیمه شب در بستر خاموش سرد ناله کرد از رنج بی همبستریسر ، میا...

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

عنوان شعر: کفنیک معلم را زنش دعوا نمودچشمها بست و زبانش را گ...

شب وصل است و تبِ دلبری جانان است --- ساغر وصل لبالب به لب مس...

یوسف محمدی شاعر کرمانشاهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط