{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"به خاطر خودم می روی…"؟

"به خاطر خودم می روی…"؟
چه احمقانه …!
مگر آن روزها که از عشق میگفتی، آن روزها که دلدادگی ام را می دیدی و قول های قشنگ می دادی، حواست به عاشقی ام بود؟
مگر از وابسته شدنم ترسیدی ؟
یا در دل بردنم احتیاط کردی ؟؟
مگر نگران احساسم بودی؟ …
اصلا آن وقتی که آمدی مگر به خاطر من بود که حالا به خاطر من بروی ؟؟
نه جانم …
هر کسی می آید
هر کسی از عشق می گوید …
و هر کسی زیر قولهایش می زند و می رود …
به خاطر خودش است نه دیگری …
فقط پذیرفتنش "شجاعت " می خواهد!!
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش سوم_اشک های داغ را عقب می‌رانم"تو خیلی بهت...

به خاطر خودم می روی…"؟چه احمقانه …!مگر آن روزها که از عشق می...

"به خاطر خودم می روی…"؟چه احمقانه …!مگر آن روزها که از عشق م...

❤️❤️ تکلیف تمام روزها و شبهای عاشقی من اینستکه از تو بنویسمو...

🌻 تکلیف تمام روزها و شبهای عاشقی من اینستکه از تو بنویسمو عش...

❤ آهنگ :به خاطر بسپار❤ خواننده؛ امیددر آستانه ی سفر، در ایست...

دریای عشق و عاشقیدر کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل...

جوان عاشقی است که به عشق دیدن معشوقه‌اش هر شب از این طرف دری...

سنی نداشتم که گفتند عاشق شده،آن هم عاشق پسر ریقو و مُفلس همس...

در کتاب فیه ما فیه مولانا داستان بسیار تأمل‌برانگیزی به صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط