یک گروه ازدوستان به ملاقات استاددانشگاهی رفتند.

یک گروه ازدوستان به ملاقات استاددانشگاهی رفتند.
گفتگوخیلی زودبه شکایت درمورد"استرس وتنش درزندگی"تبدیل شد.
استادارآشپزخانه بازگشت وبه آنهاقهوه درانواع فنجانهاتعارف کرد
(فنجانهای شیشه ای.کریستال.درخشان.تعدادی باظاهری ساده ومقداری معمولی وتعدادی گران...)
وقتی همه آنهافنجانهای خودرابرداشتند
استادگفت:
اگرتوجه کرده باشیدتمام فنجانهای خوش قیافه وگران برداشته شدنددرحالیکه فنجانهای معمولی جاماندند...
هرکدامیک ازشمابهترین فنجانهاراخواستیدوآن ریشه"استرس وتنش"شماست
آنچه شماواقعامیخواستید"قهوه"بودنه "فنجان"
امابااین وجودشمابازهم فنجان راانتخاب کردید.
اگرزندگی"قهوه"باشد
پس مشاغل.پول.موفقیت وغیره"فنجان"هستند
فنجانهاوسیله ای هستندبرای نگهداری وزندگی رافقط درخودجای داده اند.

لطفا لطفا لطفا
نگذارید"فنجانها"کنترل شمارادردست بگیرند...
از"قهوه"لذت ببرید.
دیدگاه ها (۲)

یک گروه از دوستان به ملاقات استاد دانشگاهی رفتند. گفتگو خیل...

☕☕☕☕یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خواندن...

یکی از بهترین پیامهای که تاکنون ترجمه شده و ارزش خواندن داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط