{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد ...

شبی غمگین ، شبی بارانی و سرد ...
مرا در غربت فردا رها کرد!!!
دلم در حسرت دیدار او ماند ...
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد!!
به من میگفت تنهایی غریب است...
ببین با غربتش با من چه ها کرد!
تمام هستی ام بود و ندانست...
که درقلبم چه آشوبی به پا کرد!
او هرگز شکستم را نفهمید...
اگر چه تا ته دنیا صدا کرد!!!
دیدگاه ها (۱)

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطربر من منگر تاب نگاه تو...

کاش می شد بروم از این شهر کاش می شد نفسی تازه کنم کاش می شد ...

عجب اعتماد بنفسی !!!:-):-):-):-)

پارت سوم..... :)

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

پارت ۲۶صبحآن صبح هوا بیرون روشن و صاف بود، ولی توی خانه یک ت...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

لبخند قاتلپارت³⁹ویو سلیناز لحظه‌ای که از صحنه قتل برگشته بود...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

دیدار با تو (ادامه پارت ۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط