دوست دارم بیایم بین الحرمین...
دوست دارم بیایم بین الحرمین...
در میان حرم عباس و حسین...
همانجا که سر میچرخانم، حسین با وقار و عباس با صفا را میبینم...
بس بنشینم و بنشینم و بنشینم و زل بزنم به گنبد و گلدسته هایتان و زار زار از اعماق وجودم گریه کنم برایتان که من کوچک هم لایقم در عزایتان؟
دو زانو را بغل میکنم و سر بر زانوانم میگذارم و اشک میریزم و آه میکشم و خدای حسین را سپاس میگویم که مرا آن لحظه در بین الحرمین روزی داد...
بین الحرمین عزیز، که خاک پای حسین و عباس شدی، خوش به حالت....
اگر بگویند دوست داشتی که بودی، میگویم زهرا، علی، زینب، عباس، حسین...
بگویند چه بودی میگویم علم عباس که مردانه در میان انگشتانش گرفت و عباس زخم برداشت و علم بر نداشت...
اگر بگویند دوست داشتی چه زمانی بودی، میگویم زمان علی و زهرا و حسین و عباس...
و اگر بگویند دوس داشتی کجا بودی، به یقین خواهم گفت که به تو غبطه میخورم بین الحرمین عزیز...
کاش من، تو بودم....
در میان حرم عباس و حسین...
همانجا که سر میچرخانم، حسین با وقار و عباس با صفا را میبینم...
بس بنشینم و بنشینم و بنشینم و زل بزنم به گنبد و گلدسته هایتان و زار زار از اعماق وجودم گریه کنم برایتان که من کوچک هم لایقم در عزایتان؟
دو زانو را بغل میکنم و سر بر زانوانم میگذارم و اشک میریزم و آه میکشم و خدای حسین را سپاس میگویم که مرا آن لحظه در بین الحرمین روزی داد...
بین الحرمین عزیز، که خاک پای حسین و عباس شدی، خوش به حالت....
اگر بگویند دوست داشتی که بودی، میگویم زهرا، علی، زینب، عباس، حسین...
بگویند چه بودی میگویم علم عباس که مردانه در میان انگشتانش گرفت و عباس زخم برداشت و علم بر نداشت...
اگر بگویند دوست داشتی چه زمانی بودی، میگویم زمان علی و زهرا و حسین و عباس...
و اگر بگویند دوس داشتی کجا بودی، به یقین خواهم گفت که به تو غبطه میخورم بین الحرمین عزیز...
کاش من، تو بودم....
- ۱.۷k
- ۰۵ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط