{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"دوستت دارم " خموش و خسته جان

"دوستت دارم " خموش و خسته جان
باز هم لغزید بر لب های من
لیک گوی در سکوت نیمروز
گم شد از بی حاصلی آوای من

ناله کردم : آفتاب ....ای آفتاب
بر گل خوشکیده ای دیگر متاب
تشنه لب بودیم و او ما را فریفت
در کویر زندگانی چون سراب

درخطوط چهره اش ناگه خزید
سایه های حسرت پنهان او
چنگ زد خورشید بر گیسوی من
آسمان لغزید در چشمان من

آه ....کاش آن لحظه پایانی نداشت
در غم هم محو و رسوا می شدیم
کاش با خورشید می آموختیم
کاش هم رنگ افق ها میشدیم

" فروغ فرخ زاد"
دیدگاه ها (۳۳)

‌‍ #فروغ_فرخزاد💠خفته بودیم و شعاع آفتاب بر سراپامان به نرمی ...

🌱🍒خفته بوديم و شعاع آفتاببر سراپامان به نرمی می‌خزيدروی کاشی...

فصل پاییز واقعا زیباست رنگش، صدای خش خش برگاش، بارون و آب و ...

تقدیم تو

یه رمان تو همین حال و هوا دوست دارین؟ تو کامنت ها و با لایک ...

دیدی بازم پاییز شد و نیومدی 🥰😘😭#عاشقانه#خاص #تنهایی #عشقولان...

توو این مثلث غریبستاره‌ها رو خط زدمدارم به آخر میرسماز اونور...

کاشکی استخونم و میشکست نه قلبمو 💔💔#ستایش_قلب_سربی #دلتنگی #غ...

👩🏻‍⚕️💉 خانوم پرستار، دلم شده بیمار! ❤️😂آمپول نزن، دلم می‌ترس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط