واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏
واییحح بچه هاا ساعت 2:20 شب اومدم غیبت کنم و حرص بخورم👺😭🙏🏻
من:
ببین..
ما راهمون از هم جدا شده
و من اول از این اتفاق ناراحت شدم
اما
یعنی ما باعث میشدیم از دست هم ناراحت و اذیت شیم
من تورو تنها گذاشتم به خاطر بقیه؟
باشه درست
میخوای ازم متنفر شی؟
باشه
میخوای حالت ازم بهم بخوره؟
باشه
میخوای از زندگیت حذفم کنی؟
باشه
من خیلی سنگدلم؟
باشه هرجور دوست داری فکر بکن
من دوست نیمه راهی بودم؟
باشه هرجور دوست داری فکر بکن
اگه تمام این مدت اذیتت کردم
به دوستام چسبیدم
بی محلی شد بهت
باشه توهم تلافی کردی✨
و من از این بابت خیلی خوشحالم
چون دیگه لازم نیست اشتباه فکر کنی...
ما دیگه دوستیمون مثل قبل نیست
مثل قبل نیست که خودمو بران بکشم
خیلی مهم باشی
حتما ناراحت میشی از حرفام
ولی حقیقته
من نمیخوام بران مهم باشم
میخوام بی ارزش باشم
نیمخوام بهت ظلم شه
نمیخوام برات مهم باشم چون تو اونقدری مهم نیستی
من خیلی دوست داشتم
ولی سرنوشتی که خدا به صلاحمون دید دوری بود
کم کم اون مهر دوستی قبلی از بین رفت
و پایان من فک میکردم تو دوست صمیمی منی
ولی... نه
خیلی دوست داشتم
ناراحت شدن و نشدنت برام مهمه
وجدام دارم اونقدر
پس دوستای نزدیکت اولیت باشن مثل همیشه🥹✨
نمیخوام به کسی که مثل قبل براش نیستی اهمیت بدی
دوستای جدیدت...
اونا اولویتن
پس عاشقشون شو
از زندگیت براشون بگو
باهم شاد باشید
وقتی ناراحتی باهاشون در و دل کن
صمیمی شو
به من احمق نگاه نکن
من نباید ارزشی برات داشته باشم
همیهش از ادمایی ضربه میخوری که بران مهمن...
من نمیخوام دیگه برات مهم باشم
دوستات اولویتن نه من باشه؟
مثل همیشه
برو اصلا منو براشون بگو چه چیز بیخودیم غیبت کن...
فقط منو به عنوان دوست صمیمیت نبین که اعذاب وجدان منو میکشه
پس چیشد؟
دوستای واقعیت و دوست داشته باش❤️
میخوای این دوستی مونو تموم کن
میخوای فقط یه دوست خیلی معمولی باشم انتخاب با خودته...
پایان
میدونی، گاهی آدم فکر میکنه باید به خاطر خاطراتی که با آدمهای قدیمی داره، همونجا بمونه. اما انگار بعضی آدمها مثل فصلها میمونن؛ میآین و میرون تا جا برای فصل جدید باز شه.
من تصمیم گرفتم دیگه مدام به عقب نگاه نکنم. اون آدمها بخشی از مسیر بودن، اما مقصد من نیستن. حالا میخوام با آدمهایی که الان کنارم هستن، با کسایی که باهاشون خندههام واقعیتره و درکم میکنن، یه دنیای جدید بسازم. میخوام به جای "خاطره شدن" "تجربه شدن" رو انتخاب کنم. وقتشه که با آدمهای جدید، داستانهای جدیدی رو شروع کنم.
کتاب زندگی من، فصلهای قدیمیاش رو بست؛ نه چون متنشون بد بود، بلکه چون دیگه داستانِ من اونجا نیست. حالا وقتِ ورق زدنِ صفحههای جدیده، با آدمهایی که میدونن چطور با من همراه باشن.
باید اجازه داد بعضیها برن، تا آدم بفهمه چقدر جا برای آدمهای درست و جدید توی زندگیش باز میشه. از گذشته ممنونم، اما من متعلق به حال و آیندهام.
رهسپارِ رفتنها شدم، با خاطرهای تنها
نمیمانم در گذشته، میانِ غصه و تنهایی
که دنیای من پر است از رفیقانی نو، از شادیها
بیا بریم به سویِ صبح، به سویِ عشق و پایداری
بدرود
خداحافظ
مَعَ السّلام
dye
اون؛
حنانه بهم دروغ نگو که دوسم داری چون آدما اگر همدیگه رو دوست داشته باشن هیچوقت ارطباطشون رو باهم قطع نمیکنن😭😭😭دلمو شکوندی
من:
متاسفم
اون:
تو خودتم خوب میدونی که من پسرداییم مرده و الان دلم به اندازه ی کافی شکسته و بدتر دلمو شکوندی
من:
من دوست دارم
ولی نه مثل قبل
تو هم خوب میدونی باباجونم فوت کرده و تو با حرفات و کارات منو ناراحت کردی
با ترک کردنت
با بی محلی بهم
با طلب کار بودنت نسبت به من
با بی احساس رفتار کردن نسبت به مشکلاتم حالمو بد تر کردی
فک کردی منم فقط که بدم؟
باشه من سنگ احساس ترین ادمی که میشناسی باشه🗣
اون:
اصلا من غلط کردم فقط منو ببخش
من:
تو هیچ کاری نکردی که ببخشمت
تویی که باید منو ببخشی
اون:
همین که با کارام ناراحتت کردم
من:
فقط میخوام بدونم منو میبخشی یا برای همیشه ازم متنفر میشی؟
اون:
نمیدونم تو چی؟
من:
مهم نیست
دوست داشتی
از قصد نبوده
حوصله مو نداشتی
حس حرف زدن نداشتی
مدلت اون نوقع اونطوری بوده
دلت نخواسته
باشه
کارایی که کردی مهم نیست
دوست داشتی!
اون:
ببین من بقیه ی دوستامم بهم پیام میدن بیشتر وقتا جواب نمیدم ولی دلیل نمیشه باهاشون قطع ارطباط کنم
من:
خب باشه🗣
اون:
یعنی دلیل نمیشه از چشم هم بیافتیم
حلالت نمیکنم
من:
باشه جهنم میرم🗣🙏🏻
اون:
ای بابا
به درود
ـــــــــــــــــــــــــ
چون جا نمیشه کامنتارو بخونید🙏🏻😭
من:
ببین..
ما راهمون از هم جدا شده
و من اول از این اتفاق ناراحت شدم
اما
یعنی ما باعث میشدیم از دست هم ناراحت و اذیت شیم
من تورو تنها گذاشتم به خاطر بقیه؟
باشه درست
میخوای ازم متنفر شی؟
باشه
میخوای حالت ازم بهم بخوره؟
باشه
میخوای از زندگیت حذفم کنی؟
باشه
من خیلی سنگدلم؟
باشه هرجور دوست داری فکر بکن
من دوست نیمه راهی بودم؟
باشه هرجور دوست داری فکر بکن
اگه تمام این مدت اذیتت کردم
به دوستام چسبیدم
بی محلی شد بهت
باشه توهم تلافی کردی✨
و من از این بابت خیلی خوشحالم
چون دیگه لازم نیست اشتباه فکر کنی...
ما دیگه دوستیمون مثل قبل نیست
مثل قبل نیست که خودمو بران بکشم
خیلی مهم باشی
حتما ناراحت میشی از حرفام
ولی حقیقته
من نمیخوام بران مهم باشم
میخوام بی ارزش باشم
نیمخوام بهت ظلم شه
نمیخوام برات مهم باشم چون تو اونقدری مهم نیستی
من خیلی دوست داشتم
ولی سرنوشتی که خدا به صلاحمون دید دوری بود
کم کم اون مهر دوستی قبلی از بین رفت
و پایان من فک میکردم تو دوست صمیمی منی
ولی... نه
خیلی دوست داشتم
ناراحت شدن و نشدنت برام مهمه
وجدام دارم اونقدر
پس دوستای نزدیکت اولیت باشن مثل همیشه🥹✨
نمیخوام به کسی که مثل قبل براش نیستی اهمیت بدی
دوستای جدیدت...
اونا اولویتن
پس عاشقشون شو
از زندگیت براشون بگو
باهم شاد باشید
وقتی ناراحتی باهاشون در و دل کن
صمیمی شو
به من احمق نگاه نکن
من نباید ارزشی برات داشته باشم
همیهش از ادمایی ضربه میخوری که بران مهمن...
من نمیخوام دیگه برات مهم باشم
دوستات اولویتن نه من باشه؟
مثل همیشه
برو اصلا منو براشون بگو چه چیز بیخودیم غیبت کن...
فقط منو به عنوان دوست صمیمیت نبین که اعذاب وجدان منو میکشه
پس چیشد؟
دوستای واقعیت و دوست داشته باش❤️
میخوای این دوستی مونو تموم کن
میخوای فقط یه دوست خیلی معمولی باشم انتخاب با خودته...
پایان
میدونی، گاهی آدم فکر میکنه باید به خاطر خاطراتی که با آدمهای قدیمی داره، همونجا بمونه. اما انگار بعضی آدمها مثل فصلها میمونن؛ میآین و میرون تا جا برای فصل جدید باز شه.
من تصمیم گرفتم دیگه مدام به عقب نگاه نکنم. اون آدمها بخشی از مسیر بودن، اما مقصد من نیستن. حالا میخوام با آدمهایی که الان کنارم هستن، با کسایی که باهاشون خندههام واقعیتره و درکم میکنن، یه دنیای جدید بسازم. میخوام به جای "خاطره شدن" "تجربه شدن" رو انتخاب کنم. وقتشه که با آدمهای جدید، داستانهای جدیدی رو شروع کنم.
کتاب زندگی من، فصلهای قدیمیاش رو بست؛ نه چون متنشون بد بود، بلکه چون دیگه داستانِ من اونجا نیست. حالا وقتِ ورق زدنِ صفحههای جدیده، با آدمهایی که میدونن چطور با من همراه باشن.
باید اجازه داد بعضیها برن، تا آدم بفهمه چقدر جا برای آدمهای درست و جدید توی زندگیش باز میشه. از گذشته ممنونم، اما من متعلق به حال و آیندهام.
رهسپارِ رفتنها شدم، با خاطرهای تنها
نمیمانم در گذشته، میانِ غصه و تنهایی
که دنیای من پر است از رفیقانی نو، از شادیها
بیا بریم به سویِ صبح، به سویِ عشق و پایداری
بدرود
خداحافظ
مَعَ السّلام
dye
اون؛
حنانه بهم دروغ نگو که دوسم داری چون آدما اگر همدیگه رو دوست داشته باشن هیچوقت ارطباطشون رو باهم قطع نمیکنن😭😭😭دلمو شکوندی
من:
متاسفم
اون:
تو خودتم خوب میدونی که من پسرداییم مرده و الان دلم به اندازه ی کافی شکسته و بدتر دلمو شکوندی
من:
من دوست دارم
ولی نه مثل قبل
تو هم خوب میدونی باباجونم فوت کرده و تو با حرفات و کارات منو ناراحت کردی
با ترک کردنت
با بی محلی بهم
با طلب کار بودنت نسبت به من
با بی احساس رفتار کردن نسبت به مشکلاتم حالمو بد تر کردی
فک کردی منم فقط که بدم؟
باشه من سنگ احساس ترین ادمی که میشناسی باشه🗣
اون:
اصلا من غلط کردم فقط منو ببخش
من:
تو هیچ کاری نکردی که ببخشمت
تویی که باید منو ببخشی
اون:
همین که با کارام ناراحتت کردم
من:
فقط میخوام بدونم منو میبخشی یا برای همیشه ازم متنفر میشی؟
اون:
نمیدونم تو چی؟
من:
مهم نیست
دوست داشتی
از قصد نبوده
حوصله مو نداشتی
حس حرف زدن نداشتی
مدلت اون نوقع اونطوری بوده
دلت نخواسته
باشه
کارایی که کردی مهم نیست
دوست داشتی!
اون:
ببین من بقیه ی دوستامم بهم پیام میدن بیشتر وقتا جواب نمیدم ولی دلیل نمیشه باهاشون قطع ارطباط کنم
من:
خب باشه🗣
اون:
یعنی دلیل نمیشه از چشم هم بیافتیم
حلالت نمیکنم
من:
باشه جهنم میرم🗣🙏🏻
اون:
ای بابا
به درود
ـــــــــــــــــــــــــ
چون جا نمیشه کامنتارو بخونید🙏🏻😭
- ۳۵۴
- ۰۷ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط