{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کپشن

#کپشن
- داشتیم تلفنی صحبت میکردیم؛
یعنی من ساکت بودم ط صحبت میکردی :)
بعد سکوت کردی و گفتی؛
‌‌+تلفن قطع شده؟ چرا هیچی نمیگی؟
چی میگفتم؟
من اصلا چیزی متوجه نشدم از حرفات :)
نمیفهمیدم چی میگفتی :)
فقط صداتو میشنیدم و کلماتی ک درکی نداشتم ازشون :)
صدات زدم و ‹جانم› شنیدم :)
احساس کردم اون اتفاقه داره میوفته و قلبم داره میره واست :)
گفتم؛ -میشه قطع کنی؟
میشه قطع کنی و دیگه ارتباط نداشته باشیمو صداتو نشنوم؟ :)
صداتو صاف کردی و گفتی؛
-چرا؟ چیزی شده؟
گفتم؛
-آره، احساس میکنم زیادی داری برام مهم میشی، تا همین جا کافیه =)
دیدگاه ها (۱)

وقتی مریض بودی ولی …

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟭𝟮@هعی اومیدوارم که خوشبخت شین -هومتهیونگ رفت -انگار روم...

پارت ۱ ویو ا.ت صدای دلنشین موزیک توی فضا پخش شده بود جونگ کو...

چند پارتی جدید داریمممم صدای زنگوله بالای در که چرخید، حتی ل...

مهمونی خطرناکپارت=17ویو اتجونگ کوک خیلی عصبی بود...خیلیفقط ا...

P7F2انیا رفت حاضر شد راه اوفتاد به سمت کافه تا بکی رو دید و ...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 14رینا تمام روز به حرفی که به جین زده بود فکر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط