{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#کپشن

#کپشن
- داشتیم تلفنی صحبت میکردیم؛
یعنی من ساکت بودم ط صحبت میکردی :)
بعد سکوت کردی و گفتی؛
‌‌+تلفن قطع شده؟ چرا هیچی نمیگی؟
چی میگفتم؟
من اصلا چیزی متوجه نشدم از حرفات :)
نمیفهمیدم چی میگفتی :)
فقط صداتو میشنیدم و کلماتی ک درکی نداشتم ازشون :)
صدات زدم و ‹جانم› شنیدم :)
احساس کردم اون اتفاقه داره میوفته و قلبم داره میره واست :)
گفتم؛ -میشه قطع کنی؟
میشه قطع کنی و دیگه ارتباط نداشته باشیمو صداتو نشنوم؟ :)
صداتو صاف کردی و گفتی؛
-چرا؟ چیزی شده؟
گفتم؛
-آره، احساس میکنم زیادی داری برام مهم میشی، تا همین جا کافیه =)
دیدگاه ها (۱)

#کپشنمیگفت؛-رفته بودیم بیمارستان برای ملاقات ی دوستی..ی پسری...

نوشته بود؛همه‌ی چیزایی ک دوست‌داشتم رو از دست دادم!ط آخریش ب...

#کپشن تقصیر اونایی ک تا بارون میاد، ی آهنگ میذارن و فیلم میگ...

#کپشنعزیزم، نمیدونم کجایی و داری چیکار میکنی، ولی من اینجام ...

عشقی دوباره p²"ویو دو ماه بعد"این دختر کم کم داره زیادی با ک...

My boyfriend P:11با لحنی که سعی می‌کرد خیلی عادی باشه ولی یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط