تک پارتی سینا ساعی وقتی

《وقتی میکاپرشی و عاشقت شده》
ویو سینا
آدم وقتی عاشق میشه انگار به جز اون فرد کس دیگه ای رو نمی پسنده،اما ۱۰تا۱۵مین وقتی از عشق باخبر میشی یادت می افته که طرف چقدر باهات تواوت سنی داره،چقدر به خودش میرسه،چقدر پول داره،چقدر برای عشق ارزش قاعلِ و...
آها،راستی،میدونید که نویسنده چیزی رو مینویسه که تاحالا خودش تجربش کرده،منم چیزی رو گفتم که تاحالا تجربش کردم،چون وقتی قبول کردم که میکاپر شخصی ام رو عوض کنم برای اولین بار عشق واقعی رو تجربه کردم. اون موه های قهوه ای و چشای قهوه ای و جذابی داشت و بدنش خیلی رو فرم بود،احل ورزش بود اما خیلی خوردن رو دوست داشت،قبلا تو تکواندو دان۳رو داشت و متولد ۵آذره و۲۶ سالشه میکاپری رو از۱۵ سالگی بلد بود و تاحالا میکاپر شخصیت مادر محبوبه تو بامداد خمار ومیکاپر حامیم،تلیسچی و سینا مافی رو داشت و این یعنی سینا این دختر رو به من معرفی کرد و دختره قبول کرد تا میکاپر من بشه حالا ات ۲ماهه که میکاپر منه خیلی کارش خوبه اما وقتی بدون میکاپ قلیز میاد پیشم عاشقش پیشم اما وقتی مجبور میشه میکاپ قلیز بکنه یهذره احساس میکنم که مادر ات ماهه و این یعنی(دوست دارم زندگی روووو😉😂)اما به نظرم ات خیلی منحصر به فرده چون همچین کسایی که بتونم خیلی بهش نزدیک بشم و از نظر فنا مشکلی نداشته باشه همکارام ان
ویو راوی
سینا وقتی عاشق ات شد که یه روز وقتی ات میکاپ تقریبا قلیز داشت چون باید دوباره میرفت رو صحنه پس ات خیلی نزدیک سینا شد تا زود کارش رو انجام بدههردو چشم تو چشم شدن و ات به سینا طوری که فقط خودش بفهمه گفت
ات_امیدوارم موفق باشید آقای ساعی
و یه لبخند ملیح زدی و اساره کردی به صحنه تا سینا بره سینا خودش رو جم و جور کرد و دیالوگ های ذهنش رو مرتب کرد تا اجرا بهتر پیش بره ات دید که سینا بخاطرش حول کرده حالا وقتی کسی حواسش نبود زود رفت سمت سینا و از شونش سینا رو گرفت و تو گوشش لب زد
ات_میدونم بهم چه حسی داری،فقط انجامش بده،حداقت بخاطر من
سیما برگشت سمتت و لبخند زد و تو هم در مقابلش لبخند ملیهی زدی و با یه جمله همه چیز به طور عادی خودش برگشت
ات_برو
اما سینا یه فرقی کرده بود اون با انگیزه و انرژی بیشتری کارش رو اجرا میکرد چون از اون بخش به بعد میدونست که آلبم دژاوو(از اونجایی که سینا میگه:هی من اینجام صدامو میشنوی،امیدوارم یهجا اون بیرونی...)رو قراره ات بشنوه،آها،راستی،گفتم دژاوو،سینا تو جمله آخر آهنگش گفت"امیدوارم یه جا دژاوو شی سریع بوس اولم رو پیشونیت"وقتی اجرا تموم شد سینا رفت سمت اتاق ات و بدون در زدن وارد اتاق شد بعد از اینکه ۳مین تو چشای ات خیره شده بود رفت سمتش و گفت
سینا_دژاوو رو شنیدی
اا_آ،آره،چطور مگه
یهو سینا نزدیک ات شد و پیشونیش رو بوسید و سریع تو گوشش گفت
سینا_بالاخره پیدات کردم...
ات_یعنی،یعنی چی؟!
سینا_من دژاوو شده بودم،اون لحظه ای که پیشونیتو بوسیده بودم رو یه بار وقتی بچه بودم خواب دیدم و دژاوو شدم،اما چون تو دفتر خاطراتم،و مغزم بودی،تونستم خیلی سریع پیدات کنم،حالا...
سینا دستاشو سمت ات برد
سینا_دوست دارم بیشتم بشناسمت
ات_البطه
ات دست سینا رو گرفت و هردو رفتن کافه

پایااااااااااااان
دیدگاه ها (۰)

۳پارتی سینا ساعی وقتی

وانشات سینا ساعی وقتی

𓆩 پارت ۵۱ 𓆪 🖤جیمین با دیدن ات که داشت از اتاق خارج می‌شد، مچ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

dark life = ۳۷

تک پارتی سینا ساعی وقتی

دو پارتی از جی صدای موسیقی توی اون سالون خیلی بلند بود، از ا...

چندپارتی جونگ کوک

تک پارتی سینا ساعی وقتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط