«عصــر» کـه می شـود...

«عصــر» کـه می شـود...
دلم میخواهددستهایت رابگیرم
و ببرم جایی که پنجره ی عشـق
را به روی هیچ کسی جز عطر و
هوا و آغوش تو باز نکنم.
دیدگاه ها (۸)

کاش خانه امجایی کنار قلب تو بود؛نه دیوار داشت،نه قفل،نه حتی ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

طبیعت

#آتنا#گاهي لحظه هايم از تو لبريز میشود از احساسم سر مي رويو ...

رها🍂 شب که می شودمی نشینم رو به روی آینه ی دلماز تو می گویما...

کاش میشد که کمی شعر برایش بخرمیا همین دفتر اشعار خودم ر...

پاییز، فصل عاشقی است و قهوه، معشوقه‌ای وفادار. کنار پنجره، ب...

حضرت دلبر جانم نفسم عششششقمشب که می شود شوق خواستنتپای درون ...

جاده بی راهه

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط