{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نميدانم از چيدن سيب حوا

نميدانم از چيدن سيب حوا
روگردان شدي
يا دلت
هواي حواي ديگري دارد
كه بوسه هايي را كه
طعم تمشك باران زده مي دهد.
بر بوته لبانم جا مي گذاري
و بي تفاوت از كنار
سنگفرش تمام كوچه هايي
كه مارا به هم آغوشي ساده و
عارفانه مان مي رساند
مي گذري
اين روزها كه دلم هواي ميوه ممنوعه دارد
تمام درختان را با شاخ و برگ
در دفتر نقاشي مي كشم
و براي هر شاخه
هزار سيب مي گذارم
شايد روزي باز دلت هواي
گاز زدن سيب سرخ حوا كرد
مي خواهم هر زمان كه اراده كني
قبل از شيطان
ميوه ممنوعه را در دستانت بگذارم
و اين بار قبل از رانده شدن از بهشت
آدم شوم
دیدگاه ها (۴)

❣sh❣از حوا به هوای تو رسیده ام به سیب قسمدر این هوا از آدم ب...

زمین رودربایستی ندارد!تیم کارگرها جمع شده؛ یاور حالا دنبال ک...

💠 فصل سوم «سرو سپید سرخ» بعد از «اسباب زحمت» با موضوع دلاورم...

بازار قاچاقگلوله‌ای که در محل قتل پیدا شده، با نمونه‌های شنا...

ستایش 3

ستایش 1

یک سکانس از . . .

چقدر من🫠💔>>موضوع:دختری به نام محبوبه در دوران قاجار از خانوا...

بازیگر فیلم سینمایی غیر مجاز

نقشه‌های بهروز برای میراث آبادیغریبه‌ای که همراه امید وارد ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط