ادامه.....
ادامه.....
ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد .
اعضا رو دیدن .
رفتن کنار میز که ....
جین : ببین کی اینجاست .
نامجون : اوه جیمین خان .
شوگا : قیافت رو یادمون رفته بود .
جیهوپ رفت و جیمین رو بغل کرد .
جیمین : سلام شما اینجا چی میکنید ؟
نامجون : چتی خوش آمد گوییته .
جونگ کوک : منم اینجام آقا جیمین .
جیمین : تو رو خو صبح دیدم .
جونگ کوک : منطقیه .
جین : اشاره به ا.ت ایشون کیه جیمین ؟
جیمین : ا.ت هست .
نامجون : ا.ت خودمون .
شوگا : وات ده فا....
جی هوپ : شوگا مگه نگفتم فوش ندی .
شوگا : مگه بچم .
جی هوپ: همچین بزرگ هم نیستی .
شوگا : اوففففف
جین : ا.ت همون خواهر تهیونگ .
تهیونگ : آره .
نامجون رفت تا ا.ت رو بغل کنه .
جیمین جلوش رو گرفت .
جیمین : فقط دست بدید .
نامجون : ا.ت این چشه ؟
ا.ت : هیچی ولش .
جین : ا.ت چرا اینقد تغییر کردی ؟
ا.ت: بهتر شدم یا بدتر ؟
جین : بهتر .
ا.ت : مرسیییی.
شوگا : تهیونگ میبینم دوست دختر پیدا کردی و نمیگی .
تهیونگ : ایشون جیا هست دوست ا.ت .
جیا : سلام
اعضا : سلام .
ا.ت : بشینیم .
ویو جیمین :
همه نشستن بجز ا.ت
که رفته بود گوشیش رو از داخل دستشویی بیاره و بیاد .
ا.ت اومد و میخواست کنارم بشین که من....
کرم ریختم و اومدم این ور تر تا بشینه روی پاهای من .
ا.ت نشست رو پاهام .
ویو ا.ت :
نشستم که دیدم نشسته بودم روی جیمین .
خواستم بلند شم که جیمین دوباره منو نشوند .
جیمین : کجا ؟
ا.ت: بس کن .
جیمین ا.ت رو ول کرد.
که همه گفتن
همه : اوههههه
ا.ت: اوههه چی اشتباهی بود .
نامجون : ما هم خر .
ا.ت: هیف بزرگ تری .
جین : من از اونم بزرگ ترم .
ا.ت: بهتره بگیم پیر تر .
جیمین : [ خنده ]
بعد از یک ساعت بگو بخند ساعت ۱۲ بود .
نامجون : ما دیگه میریم.
ا.ت : اوکی بای .
تهیونگ : فعلا .
جیمین : بازم مزاحم بشید .
ا.ت : جیمین .
نامجون : نگران نباش مزاحم میشیم .
نامجون : بای
جین : بای
جی هوپ : خداحافظ
شوگا : فعلا خیلی خوابم میاد
جونگ کوک : ا.ت راستی فردا بیا شرکت .
ا.ت : چرا ؟
جونگ کوک : به عنوان دست راستم میتونی کار کنی .
جیمین : نه به عنوان دست راست من میای .
جونگ کوک : چرا ؟
جیمین : همینجوری حالا دیگه برین .
اعضا رفتن .
ا.ت : ما هم بریم .
جیمین : بریم .
ا.ت : ولی تو مستی .
جیمین: نه دو ساعته میگذره .
ا.ت: باشه پس بریم .
تهیونگ : من جیا رو میرسونم و بعد میام .
جیا : باشه پس بریم الان بابام میکشتم .
تهیونگ : بهش بگو با دوست پسرم بودم .
جیا : ها چرا ؟
تهیونگ : خب همینجوری .
جیا : باشه بریم .
جیا و تهیونگ رفتن و ا.ت و جیمین هم رفتن بیرون .
جیمین : جلوم بشین .
ا.ت : چرا ؟
جیمین : میخوام خانومم داخل بغلم باشه .
ا.ت: هیسسس باشه .
ا.ت نشست و جیمین پشت سرش نشست .
و رفتن جیمین ا.ت رو تو بغلش داشت .
بعد ۱۵ مین رسیدن .
وقتی رسیدن هنوز تهیونگ نیومده بود .
که .......
ادامه دارد ....
بچه ها الان دیگه میخوام یه مرور کوتاه برای امتحان فردا بکنم .
فردا دوباره پارت میزارم .
شرایط
۱۵ کامنت
۵ لایک
۳ بازنشر
حمایت یادتون نره 😁
ا.ت و جیمین رفتن بیرون و با چیزی که دیدن خشکشون زد .
اعضا رو دیدن .
رفتن کنار میز که ....
جین : ببین کی اینجاست .
نامجون : اوه جیمین خان .
شوگا : قیافت رو یادمون رفته بود .
جیهوپ رفت و جیمین رو بغل کرد .
جیمین : سلام شما اینجا چی میکنید ؟
نامجون : چتی خوش آمد گوییته .
جونگ کوک : منم اینجام آقا جیمین .
جیمین : تو رو خو صبح دیدم .
جونگ کوک : منطقیه .
جین : اشاره به ا.ت ایشون کیه جیمین ؟
جیمین : ا.ت هست .
نامجون : ا.ت خودمون .
شوگا : وات ده فا....
جی هوپ : شوگا مگه نگفتم فوش ندی .
شوگا : مگه بچم .
جی هوپ: همچین بزرگ هم نیستی .
شوگا : اوففففف
جین : ا.ت همون خواهر تهیونگ .
تهیونگ : آره .
نامجون رفت تا ا.ت رو بغل کنه .
جیمین جلوش رو گرفت .
جیمین : فقط دست بدید .
نامجون : ا.ت این چشه ؟
ا.ت : هیچی ولش .
جین : ا.ت چرا اینقد تغییر کردی ؟
ا.ت: بهتر شدم یا بدتر ؟
جین : بهتر .
ا.ت : مرسیییی.
شوگا : تهیونگ میبینم دوست دختر پیدا کردی و نمیگی .
تهیونگ : ایشون جیا هست دوست ا.ت .
جیا : سلام
اعضا : سلام .
ا.ت : بشینیم .
ویو جیمین :
همه نشستن بجز ا.ت
که رفته بود گوشیش رو از داخل دستشویی بیاره و بیاد .
ا.ت اومد و میخواست کنارم بشین که من....
کرم ریختم و اومدم این ور تر تا بشینه روی پاهای من .
ا.ت نشست رو پاهام .
ویو ا.ت :
نشستم که دیدم نشسته بودم روی جیمین .
خواستم بلند شم که جیمین دوباره منو نشوند .
جیمین : کجا ؟
ا.ت: بس کن .
جیمین ا.ت رو ول کرد.
که همه گفتن
همه : اوههههه
ا.ت: اوههه چی اشتباهی بود .
نامجون : ما هم خر .
ا.ت: هیف بزرگ تری .
جین : من از اونم بزرگ ترم .
ا.ت: بهتره بگیم پیر تر .
جیمین : [ خنده ]
بعد از یک ساعت بگو بخند ساعت ۱۲ بود .
نامجون : ما دیگه میریم.
ا.ت : اوکی بای .
تهیونگ : فعلا .
جیمین : بازم مزاحم بشید .
ا.ت : جیمین .
نامجون : نگران نباش مزاحم میشیم .
نامجون : بای
جین : بای
جی هوپ : خداحافظ
شوگا : فعلا خیلی خوابم میاد
جونگ کوک : ا.ت راستی فردا بیا شرکت .
ا.ت : چرا ؟
جونگ کوک : به عنوان دست راستم میتونی کار کنی .
جیمین : نه به عنوان دست راست من میای .
جونگ کوک : چرا ؟
جیمین : همینجوری حالا دیگه برین .
اعضا رفتن .
ا.ت : ما هم بریم .
جیمین : بریم .
ا.ت : ولی تو مستی .
جیمین: نه دو ساعته میگذره .
ا.ت: باشه پس بریم .
تهیونگ : من جیا رو میرسونم و بعد میام .
جیا : باشه پس بریم الان بابام میکشتم .
تهیونگ : بهش بگو با دوست پسرم بودم .
جیا : ها چرا ؟
تهیونگ : خب همینجوری .
جیا : باشه بریم .
جیا و تهیونگ رفتن و ا.ت و جیمین هم رفتن بیرون .
جیمین : جلوم بشین .
ا.ت : چرا ؟
جیمین : میخوام خانومم داخل بغلم باشه .
ا.ت: هیسسس باشه .
ا.ت نشست و جیمین پشت سرش نشست .
و رفتن جیمین ا.ت رو تو بغلش داشت .
بعد ۱۵ مین رسیدن .
وقتی رسیدن هنوز تهیونگ نیومده بود .
که .......
ادامه دارد ....
بچه ها الان دیگه میخوام یه مرور کوتاه برای امتحان فردا بکنم .
فردا دوباره پارت میزارم .
شرایط
۱۵ کامنت
۵ لایک
۳ بازنشر
حمایت یادتون نره 😁
- ۳۲۳
- ۱۴ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط