p2
.
خونی که روی برف ریخته شده، درخت گیلاسی که زودتر از همیشه شکوفه داده و شکوفه های گیلاسش روی ترکیب خون و برف ریخته شده، ماشینی که بخاطر لغزندگی جاده لیز خورده و با یه تیر برق تصادف کرده، ماشین برعکس شده و زن و مردی که توی ماشین بودن جونشونو از دست دادند، ولی هنوز چیزی توی ماشین تکون میخوره، دختر بچه اروم چشماشو باز میکنه و خودشو برعکس توی ماشین میبینه سرش کمی درد میکنه دستشو رو سرش میزاره و میبینه که از سرش داره خون میاد، نمیتونست از جاش تکون بخوره برای همین چشماشو میبنده که اونم همراه پدر مادرش بره
(چند دقیقه بعد)
دختر بچه اروم چشماشو باز میکنه و میبینه که روی زمینی که پر از برفه افتاده با تعجب بلند میشه نگاهی به درو برش میکنه که ماشین باباش رو میبینه که کاملا بر اثر تصادف خورد شده، چشماش کم کم نم دار میشه و گریش میگیره، با گریه مامان باباشو صدا میزنه اما تنها چیزی که میبینه تصویری تار از فردیه که داره به سمتش میاد، قدش بلند بود موهای مشکیی داشت ولی خب هنوز صورتشو نمیتونه ببینه، فرد نزدیکو نزدیک تر میشه، دختر بچه کم کم از درد سرش روی زمین میوفته، دختر بچه خیلی نمیتونه چیزی ببینه اما یه نور قرمز میبینه که داره توی قفسه ی سینش فرو میره، از درد چشماشو باز میکنه تا جلوی نور رو بگیره اما مردی رو میبینه که چند دقیقه قبل هم دیدش، مرد داشت چیکار میکرد؟ اون داشت از دستاش همون نور رو وارد بدن دختر بچه میکرد، دختر بچه حس خطر کرد برای همین خواست تقلا کنه اما بی فایده بود، همینجوری نور به بدنش منتقل میشد که یهو همه چیز براش خاموش شد.....
هاها این پارتم تموم شد فقط به اطلاع برسونم که این پارت من کابوس ات رو تعریف کردم ولی هنوز ادامه داره هاها
شرایط پارت بعد
لایک:8
کامنت:6
خوشتون اومد؟؟؟
خونی که روی برف ریخته شده، درخت گیلاسی که زودتر از همیشه شکوفه داده و شکوفه های گیلاسش روی ترکیب خون و برف ریخته شده، ماشینی که بخاطر لغزندگی جاده لیز خورده و با یه تیر برق تصادف کرده، ماشین برعکس شده و زن و مردی که توی ماشین بودن جونشونو از دست دادند، ولی هنوز چیزی توی ماشین تکون میخوره، دختر بچه اروم چشماشو باز میکنه و خودشو برعکس توی ماشین میبینه سرش کمی درد میکنه دستشو رو سرش میزاره و میبینه که از سرش داره خون میاد، نمیتونست از جاش تکون بخوره برای همین چشماشو میبنده که اونم همراه پدر مادرش بره
(چند دقیقه بعد)
دختر بچه اروم چشماشو باز میکنه و میبینه که روی زمینی که پر از برفه افتاده با تعجب بلند میشه نگاهی به درو برش میکنه که ماشین باباش رو میبینه که کاملا بر اثر تصادف خورد شده، چشماش کم کم نم دار میشه و گریش میگیره، با گریه مامان باباشو صدا میزنه اما تنها چیزی که میبینه تصویری تار از فردیه که داره به سمتش میاد، قدش بلند بود موهای مشکیی داشت ولی خب هنوز صورتشو نمیتونه ببینه، فرد نزدیکو نزدیک تر میشه، دختر بچه کم کم از درد سرش روی زمین میوفته، دختر بچه خیلی نمیتونه چیزی ببینه اما یه نور قرمز میبینه که داره توی قفسه ی سینش فرو میره، از درد چشماشو باز میکنه تا جلوی نور رو بگیره اما مردی رو میبینه که چند دقیقه قبل هم دیدش، مرد داشت چیکار میکرد؟ اون داشت از دستاش همون نور رو وارد بدن دختر بچه میکرد، دختر بچه حس خطر کرد برای همین خواست تقلا کنه اما بی فایده بود، همینجوری نور به بدنش منتقل میشد که یهو همه چیز براش خاموش شد.....
هاها این پارتم تموم شد فقط به اطلاع برسونم که این پارت من کابوس ات رو تعریف کردم ولی هنوز ادامه داره هاها
شرایط پارت بعد
لایک:8
کامنت:6
خوشتون اومد؟؟؟
۳.۱k
۰۸ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.