بغض غروب!

.
ای آتش افتاده به جان، عشق نهانی!
هجر تو بود درد گران، کاش بدانی!

مجنون شده ام از غم تو، ماه بلندم
بگذر شبی از کوچه ما، لیلی ثانی

درسینه کسی یک نفسی جای تو ننشست
آن قلب که در سمت چپم می زند آنی

رهتوشه من رفت شبی سرد به تاراج
برگرد که جان را به تنم باز رسانی

من بی تو همان بغض غروبم به لب شعر
در کام غزل، قند، تو باید بنشانی

"باران" نگاه تو مرا آب حیات است
"خیسم" ز تو ای آنکه مرا راحت جانی!

#حسن_زارع
#خیس_باران
#شیراز_۸دی ماه_۱۴٠۱
#غزل
#دوبیتی
#غزلسرا
#عشق
#عاشقانه
#ادبی
#ادبيات_فارسی
#عکسنوشته
#باران
#شعرکوتاه
#شعرانه
#شاعران
#شعر_امروز
#شعرپارسی
#شعرمعاصر
#شعروآینه
#شیراز
#حافظ
#نزار_قبانی
#فاضل_نظری
#شهریار
#هوشنگ_ابتهاج
#نظامی_گنجوی
#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۰)

فاجعه دوری از چشم تو!

شب آرزوها

بوی باران!

اردیبهشت شهر راز!

ماه اسفندم!

نرگس مشرقی!

من زنده به آنم که....

غزل های مذاب!

ای کاش!

یک سینه سخن!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط