یه دوست چینی داشم !

یه دوست چینی داشم !
ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩتش تو ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ رفتم و کنار تختش ﺣﺎﺿﺮ ﺷﺪم...

چند دقیقه دست پا شکسته با من فارسی حا احوال کرد
دیدم یهو رنگش عوض شد مدام به من با حالت اخم میگفت:
ﭼﻴﻨﮓ ﭼﻮﻧﮓ ﭼَﻦ ﭼﻮﻭﻥ ﻭ ؛ ..!!
بعد چندبار تکرار تا پرستارا برسن " مرد"
خیلی ناراحت بودم
ﺑﺮﺍﻯ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻛﺸﻮﺭ ﭼﻴﻦ ﺳﻔﺮ ﻛﺮﺩم...!

و در اون جا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم و اون مرد
چینی به من گفت معنیش این میشه:
ﭘﺎﺗﻮ ﺍﺯ ﺭﻭ ﺷﻴﻠﻨﮓ ﺍﻛﺴﻴﮋﻥ ﻭﺭﺩﺍﺭ ﻛﺼﺎﻓﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻄﻂ
دیدگاه ها (۷)

یه دوست چینی داشتم ! ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩتش تو ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ رفتم و کنار ت...

یه دوست چینی داشتم ! زد ومریض شد واسه ﻋﻴﺎﺩ...

ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭼﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﻢ !ﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩﺗﺶ ﺗﻮ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﺶ...

ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭼﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ !ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﺑﺮﺍﻯ ﻋﻴﺎﺩﺗﺶ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻴﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨ...

ﯾﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭼﯿﻨﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ !ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﺑﺮﺍﻯ ﻋﯿﺎﺩﺗﺶ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥﮐﻨ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط