{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محرم و قصه غمبار کربلا تمامی ندارد، روزها، ساعات و دقایق

محرم و قصه غمبار کربلا تمامی ندارد، روزها، ساعات و دقایق این ایام چه سخت بر آل رسول می‌گذرد.

شنیدن و یا خواندن حوادث تلخ این ایام برای محبان آل رسول سخت است،‌ اما اهل بیت پیامبر، نه خواندند و نه شنیدند، بلکه با چشمان گریان و دل‌های شکسته سر مبارک امام معصومی را بر سر نیزه دیدند که بارها پیامبر (ص) دست نوازش بر آن سر می‌کشید و می‌ فرمود: ‌«حسین منی و انا من حسین»

یزید بن معاویه (لعنه الله علیهما)، به عبیدالله بن زیاد دستور داد که سر مطهر فرزند علی (علیه السلام) را با سرهاى جوانان و یاران آن جناب که در رکاب آن حضرت شهید شده بودند با کالاها و زنان اهل بیت و عیالات آن حضرت را روانه شام نماید.

در تاریخ آمده بعد از آن که ابن زیاد یک روز (یا چند روز بنا به روایتی) سرهای شهدای کربلا را در کوچه‌ها و محله‌های کوفه گردانید، آن ها را به شام نزد یزید بن معاویه فرستاد. ابن زیاد سرهای شهدای کربلا را به زحر بن قیس سپرد و راهی شام نمود.
#ملت_حسین_به_رهبری_حسين
دیدگاه ها (۱)

🏴 «يَا أَبَا الْقاسِمِ، يَا رَسُولَ اللّٰهِ،يَا إِمامَ الرَّ...

اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ ...

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت دوم)

مدینه امشب بوی دلتنگی می‌دهد... 🖤گویی آسمان هم برای غروبِ پی...

بیانیهٔ تسلیتفرا رسیدنِ سالروزِ رحلتِ جان‌سوزِ حضرتِ ختمی‌مر...

مختارنامه

🌿🖤 ۲۸ صفر، روزِ غم و دلتنگی...رحلت جانسوز پیامبر مهربانی، حض...

امام حسن(ع) به اهل بيت خود میفرمود:من به زهر شهيد خواهم شد م...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط