وقتی دل سٖودایی می ‌رفت به بستان‌ها

وقتی دل سٖودایی می ‌رفت به بستان‌ها
بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

ای مهر تو در دل‌ها وی مهر تو بر لب‌ها
وی شور تو در سرها وی سر تو در جان‌ها

#سعدی
دیدگاه ها (۱)

وقتی دل سودایی، می‌رفت به بُستان‌هابی‌خویشتنم کردی، بوی گُل ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

جدایی را از دورقبول کردی توچراغ خانه را گل، کردی تودل غریب م...

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

درخت گل بودم خارم تو کردیبه درد و غم گرفتارم تو کردیدرخت گل ...

ای جان 😍 بعد میگن این فرشته‌ها نجسن... بابا تو خودت و زاتت ک...

طبیعت

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

غـزل بانـوی مـهر آئین بنــازم روی ماهت را به عطر زلف مشکینت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط